exuded

[ایالات متحده]/ɪkˈzjuːdɪd/
[بریتانیا]/ɪkˈzudɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به آرامی بیرون آمدن، تراوش کردن، ترشح کردن؛ به شدت (یک کیفیت یا احساس) را نمایش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

exuded confidence

ابراز اعتماد به نفس

exuded charm

ابراز جذابیت

exuded warmth

ابراز صمیمیت

exuded energy

ابراز انرژی

exuded joy

ابراز شادی

exuded elegance

ابراز ظرافت

exuded power

ابراز قدرت

exuded passion

ابراز اشتیاق

exuded happiness

ابراز خوشحالی

جملات نمونه

the flowers exuded a sweet fragrance in the garden.

گل‌ها عطر شیرینی را در باغ منتشر می‌کردند.

he exuded confidence during the presentation.

او در طول ارائه، اعتماد به نفس را نشان می‌داد.

the room exuded warmth and comfort.

اتاق، گرما و راحتی را از خود ساطع می‌کرد.

she exuded charm and elegance at the party.

او در مهمانی، جذابیت و وقار را نشان می‌داد.

the old building exuded a sense of history.

ساختمان قدیمی، حس تاریخی بودن را از خود نشان می‌داد.

his personality exuded positivity and joy.

شخصیت او، سرزندگی و شادی را از خود نشان می‌داد.

the team exuded determination to win the championship.

تیم، عزم راسخ برای بردن مسابقات قهرمانی را نشان می‌داد.

the artist's work exuded creativity and passion.

آثار هنرمند، خلاقیت و اشتیاق را نشان می‌داد.

the atmosphere at the festival exuded excitement.

فضای جشن، هیجان را از خود ساطع می‌کرد.

she exuded kindness in her interactions with others.

او در تعامل با دیگران، مهربانی را نشان می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید