exuded confidence
ابراز اعتماد به نفس
exuded charm
ابراز جذابیت
exuded warmth
ابراز صمیمیت
exuded energy
ابراز انرژی
exuded joy
ابراز شادی
exuded elegance
ابراز ظرافت
exuded power
ابراز قدرت
exuded passion
ابراز اشتیاق
exuded happiness
ابراز خوشحالی
the flowers exuded a sweet fragrance in the garden.
گلها عطر شیرینی را در باغ منتشر میکردند.
he exuded confidence during the presentation.
او در طول ارائه، اعتماد به نفس را نشان میداد.
the room exuded warmth and comfort.
اتاق، گرما و راحتی را از خود ساطع میکرد.
she exuded charm and elegance at the party.
او در مهمانی، جذابیت و وقار را نشان میداد.
the old building exuded a sense of history.
ساختمان قدیمی، حس تاریخی بودن را از خود نشان میداد.
his personality exuded positivity and joy.
شخصیت او، سرزندگی و شادی را از خود نشان میداد.
the team exuded determination to win the championship.
تیم، عزم راسخ برای بردن مسابقات قهرمانی را نشان میداد.
the artist's work exuded creativity and passion.
آثار هنرمند، خلاقیت و اشتیاق را نشان میداد.
the atmosphere at the festival exuded excitement.
فضای جشن، هیجان را از خود ساطع میکرد.
she exuded kindness in her interactions with others.
او در تعامل با دیگران، مهربانی را نشان میداد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید