effused light
نور پراکنده
effused warmth
گرماي پراکنده
effused fragrance
رايحه اي پراکنده
effused energy
انرژي پراکنده
effused joy
شادي پراکنده
effused color
رنگ پراکنده
effused sound
صداي پراکنده
effused emotion
احساسات پراکنده
effused beauty
زيبايي پراکنده
effused charm
جذابيت پراکنده
the aroma of freshly baked bread effused throughout the kitchen.
بوی تازه پخته شده نان در سراسر آشپزخانه پراکنده بود.
her joy effused into the room, lifting everyone's spirits.
شادی او به داخل اتاق نفوذ کرد و روحیه همه را بالا برد.
as the sun set, a warm glow effused across the landscape.
همانطور که خورشید غروب می کرد، یک درخشش گرم در سراسر منظره پخش شد.
the artist's passion effused from every brushstroke on the canvas.
اشتیاق هنرمند از هر ضربه قلم مو بر روی بوم نمایان بود.
a sense of peace effused over the audience during the performance.
حس آرامش در طول اجرا بر روی تماشاچیان نفوذ کرد.
the scent of flowers effused from the garden into the air.
عطر گلها از باغ به هوا نفوذ کرد.
her kindness effused in every interaction she had with others.
مهربانی او در هر تعاملی که با دیگران داشت، نمایان بود.
as the music played, a sense of nostalgia effused through the crowd.
همانطور که موسیقی پخش می شد، حس نوستالژی در میان جمعیت نفوذ کرد.
warmth and love effused from the family gathering at the holiday.
گرما و عشق از دورهمی خانوادگی در تعطیلات نمایان بود.
the mystery effused from the old book, captivating all who read it.
راز از کتاب قدیمی نمایان بود و همه کسانی که آن را می خواندند را مجذوب خود کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید