fateful

[ایالات متحده]/'feɪtfʊl/
[بریتانیا]/'fetfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل توجه، دارای تأثیر بزرگ، فاجعه بار
adv. ناگزیر
n. سرنوشت

عبارات و ترکیب‌ها

fateful decision

تصمیم سرنوشت‌ساز

fateful encounter

دیدار سرنوشت‌ساز

fateful event

واقعه سرنوشت‌ساز

جملات نمونه

a fateful decision to counterattack.

یک تصمیم سرنوشت ساز برای ضد حمله.

I relive that fateful day over and over in my mind.

من آن روز سرنوشت‌ساز را بارها و بارها در ذهنم زنده می‌کنم.

those killed in the hail of bullets fired on that fateful day

کسانی که در آن روز سرنوشت‌ساز در میان آتش گلوله کشته شدند

Seconds after uttering the fateful words ‘this is easy’, he crashed.

چند ثانیه پس از گفتن این جمله سرنوشت‌ساز «این آسان است»، او سقوط کرد.

a fateful twist of fate

یک پیچش سرنوشت‌ساز

نمونه‌های واقعی

And what about Strange's fateful car crash?

و در مورد تصادف سرنوشت ساز استرنج چه می‌شود؟

منبع: Selected Film and Television News

This art installation mimics the blue sky on that fateful morning.

این نصب هنری تقلیدی از آسمان آبی در آن صبح سرنوشت ساز است.

منبع: CNN 10 Student English Compilation September 2020

One year, as the fateful day approached, an old beggar entered the village.

یک سال، با نزدیک شدن روز سرنوشت ساز، یک گدا پیر وارد دهکده شد.

منبع: Festival Comprehensive Record

If I cross the Rubicon, I have made a fateful and final decision.

اگر عبور از روبیکون را انجام دهم، یک تصمیم سرنوشت ساز و نهایی گرفته‌ام.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

Her birth mother, Barbara Wright, was 26 that fateful day at Penn Station.

مادر واقعی او، باربارا رایت، در آن روز سرنوشت ساز در ایستگاه پن 26 ساله بود.

منبع: Reader's Digest Anthology

Then, one fateful day, my TV broke and my landlady took it away.

سپس، یک روز سرنوشت ساز، تلویزیون من خراب شد و موجر آن را برد.

منبع: Past exam papers for the English major level 4 reading section.

But as the crunch vote nears, MPs must consider how to approach this fateful question.

اما با نزدیک شدن به رای سرنوشت ساز، نمایندگان مجلس باید در نظر بگیرند چگونه به این سوال سرنوشت ساز نزدیک شوند.

منبع: The Economist (Summary)

Anyway, you get the picture, let's now talk about what happened on that fateful day.

هرچند، شما تصویر را درک می‌کنید، اکنون بیایید در مورد اتفاقی که در آن روز سرنوشت ساز رخ داد صحبت کنیم.

منبع: Popular Science Essays

If you happened to summit Everest on this fateful day, you would be vaporised in seconds.

اگر اتفاقی در این روز سرنوشت ساز اورست را فتح کردید، در عرض چند ثانیه تبخیر می‌شدید.

منبع: If there is a if.

Khalid Payenda served as finance minister for just 6 fateful months the start of this year.

خالد پیندا به مدت تنها 6 ماه سرنوشت ساز در ابتدای این سال به عنوان وزیر مالیه خدمت کرد.

منبع: BBC Listening Collection November 2021

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید