play field
زمین بازی
field of study
حوزه مطالعه
field trip
سفر تحصیلی
field research
تحقیقات میدانی
field of expertise
حوزه تخصص
field goal
گل
in the field
در صحرا
oil field
چاه نفت
magnetic field
میدان مغناطیسی
temperature field
حوزه دما
flow field
حوزه جریان
electric field
میدان الکتریکی
stress field
حوزه تنش
research field
حوزه تحقیقات
gas field
چاه گازی
in field
در صحرا
on the field
در صحرا
electromagnetic field
میدان الکترومغناطیسی
field investigation
بررسی میدانی
field test
آزمایش میدانی
field distribution
توزیع میدان
track and field
دو و میدانی
field application
کاربرد در حوزه
application field
حوزه کاربرد
field survey
بررسی میدانی
a field of buttercups.
زمینی پر از گلهای آفتابگردان
a field of corn.
زمینی پر از ذرت
a field of grain.
زمینی پر از غلات
a field of battle.
میدان نبرد
the field of politics
حوزه سیاست
the field at the rear of the church.
زمینی در پشت کلیسا
made a field goal.
یک گل به ثمر رساند.
an army field kitchen
آشپزخانه میدانی ارتش
field and track events
مسابقات میدانی و دو و میدانی
a new field of inquiry
حوزه تحقیقات جدید
field a tough question
یک سوال دشوار را مطرح کنید
sow a field with wheat
یک مزرعه را با گندم بکارید
plant a field in corn.
یک مزرعه را با ذرت بکارید.
a field profuse with wildflowers.
زمینی پر از گلهای وحشی
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید