fill

[ایالات متحده]/fɪl/
[بریتانیا]/fɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. قرار دادن چیزی در یک فضا به طوری که کاملاً پر شود؛ راضی کردن؛ مسدود کردن
vi. پر شدن؛ گسترش یافتن
n. رضایت؛ مقدار پر کننده یک فضا؛ چیزی که برای پر کردن یک فضا استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

fill out

پر کردن

fill up

پر کردن

fill in

پر کردن

fill with

پر کردن با

fill in for

جایگزینی برای

earth fill

پر کردن با خاک

fill up with

پر کردن با

back fill

پر کردن پشتی

fill factor

ضریب پر شدن

fill a vacancy

پر کردن یک موقعیت خالی

land fill

پایگاه زباله

cut and fill

برش و پر کردن

fill rate

نرخ پر شدن

fill into

پر کردن در

sand fill

پر کردن با شن

جملات نمونه

Please fill out this form with your personal information.

لطفاً این فرم را با اطلاعات شخصی خود پر کنید.

The baker had to fill the cake with cream before icing it.

آشپز باید قبل از رویال icing کیک را با خامه پر کند.

She used a funnel to fill the bottle with sand.

او از یک قیف برای پر کردن بطری با شن استفاده کرد.

The students were asked to fill in the blanks in the worksheet.

از دانش آموزان خواسته شد که جاهای خالی در کار برگ را پر کنند.

The reservoir began to fill up after the heavy rain.

دریاچه پس از باران شدید شروع به پر شدن کرد.

He tried to fill the void in his life with material possessions.

او سعی کرد خلاء موجود در زندگی خود را با دارایی های مادی پر کند.

The artist used bright colors to fill the canvas with energy.

هنرمند از رنگ های روشن برای پر کردن بوم با انرژی استفاده کرد.

They decided to fill the weekend with fun activities.

آنها تصمیم گرفتند آخر هفته را با فعالیت های سرگرم کننده پر کنند.

The company needs to fill several positions in the marketing department.

شرکت به پر کردن چندین موقعیت در بخش بازاریابی نیاز دارد.

The smell of fresh bread filled the kitchen.

بوی نان تازه آشپزخانه را پر کرد.

نمونه‌های واقعی

Some voids can't be filled with Jamba Juice.

برخی از خلأها را نمی‌توان با Jamba Juice پر کرد.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

Fill in the blanks in the conversation.

فضاهای خالی را در مکالمه پر کنید.

منبع: New Target Junior High School English Grade 7 (Upper)

Fill the tank. - Fill the tank.

مخزن را پر کنید. - مخزن را پر کنید.

منبع: Go blank axis version

Activity 3b Fill in the blanks below.

فعالیت 3b فضاهای خالی زیر را پر کنید.

منبع: New Target Junior High School English Grade 7 (Lower)

The fiber will also fill you up.

فیبر همچنین شما را سیر می‌کند.

منبع: WIL Life Revelation

The impact would be filled across government.

اثر آن در سراسر دولت پر خواهد شد.

منبع: NPR News February 2013 Collection

They will send you standard forms for you to fill out.

آنها فرم‌های استاندارد برای پر کردن آن‌ها برای شما ارسال می‌کنند.

منبع: Foreign Trade English Topics King

Can I have this prescription filled here?

آیا می‌توانم این نسخه را اینجا پر کنم؟

منبع: Shopping Dialogue for Traveling Abroad:

There are prescriptions that have to be filled.

نسخه‌هایی وجود دارند که باید پر شوند.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

Historically these seats were mostly filled by white men.

به طور تاریخی این صندلی‌ها بیشتر توسط مردان سفیدپوست پر می‌شدند.

منبع: VOA Daily Standard January 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید