last

[ایالات متحده]/lɑːst/
[بریتانیا]/læst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. ادامه دادن; بادوام
vt. تحمل کردن، بعد از
adj. نهایی، در پایان
n. آخرین شخص/چیز
adv. آخرین بار، زمانی قبل

عبارات و ترکیب‌ها

last time

آخرین بار

last year

سال گذشته

last month

ماه گذشته

last week

هفته گذشته

at last

در نهایت

last night

دیشب

in the last

در آخرین

last day

روز آخر

at the last

در آخرین

last summer

تابستان گذشته

the last one

آخرین

last for

برای آخرین

last weekend

آخر هفته گذشته

last minute

آخرین لحظه

last forever

برای همیشه طول بکشد

the last thing

آخرین چیز

last saturday

شنبه گذشته

last long

طولانی مدت

last in

آخر در

last term

آخرین ترم

جملات نمونه

last but not least

در آخر و مهمتر از همه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید