fired

[ایالات متحده]/'faiəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شانس خوب

عبارات و ترکیب‌ها

coal fired

زغال سوز

get fired

اخراج شدن

fired up

روشن کردن

oil fired

نفت سوز

coal fired boiler

دیگ بخار زغسوز

جملات نمونه

He was fired from his job for consistently being late.

او به دلیل دیر رسیدن مداوم از کار اخراج شد.

The company fired several employees due to budget cuts.

به دلیل کاهش بودجه، شرکت چندین کارمند را اخراج کرد.

She was fired for violating company policies.

او به دلیل نقض قوانین شرکت اخراج شد.

The coach was fired after a series of losses.

مربی پس از یک سری شکست‌ها اخراج شد.

He was fired from his position as manager.

او از مقام مدیر اخراج شد.

The actress was fired from the movie production.

بازیگر زن از تولید فیلم اخراج شد.

The chef was fired for serving undercooked food.

سرآشپز به دلیل سرو غذاهای نپخته اخراج شد.

The employee was fired for stealing from the company.

کارمند به دلیل سرقت از شرکت اخراج شد.

He was fired for his unprofessional behavior.

او به دلیل رفتار غیرحرفه‌ای‌اش اخراج شد.

The teacher was fired for inappropriate conduct with students.

معلم به دلیل رفتار نامناسب با دانش‌آموزان اخراج شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید