currently employed
در حال حاضر مشغول به کار
gainfully employed
به طور سودآور مشغول به کار
full-time employment
اشتغال تماموقت
capital employed
سرمایه مشغول
he was employed as the general factotum.
او به عنوان مدیر اجرایی استخدام شده بود.
He is employed in a bank.
او در یک بانک استخدام شده است.
They employed the girl for that job.
آنها آن دختر را برای آن شغل استخدام کردند.
They employed me as an adviser.
آنها مرا به عنوان مشاور استخدام کردند.
He was employed to chuck out any troublemakers.
او استخدام شده بود تا هرگونه افراد مشکلساز را بیرون کند.
A large part of the workforce is employed in agriculture.
بخش بزرگی از نیروی کار در بخش کشاورزی مشغول به کار است.
the methods they have employed to collect the data.
روشهایی که برای جمعآوری دادهها به کار بردهاند.
both parents were employed full-time.
هر دو والدين به صورت تمام وقت استخدام شده بودند.
he employed a procession of nubile young secretaries.
او یک دسته از دبیران جوان و جذاب استخدام کرد.
a local man was employed to wait on them at table.
یک مرد محلی استخدام شد تا در کنار میز به آنها خدمت کند.
He employed himself for teaching English.
او خود را وقف آموزش زبان انگلیسی کرد.
He employed himself in English grammar.
او خود را وقف دستور زبان انگلیسی کرد.
We should always be employed in something.
ما همیشه باید درگیر کاری باشیم.
He is employed for two weeks on trial.
او به مدت دو هفته به طور آزمایشی استخدام شده است.
His father employed a tutor for him.
پدرش یک معلم خصوصی برای او استخدام کرد.
employed much time and energy to the hobby.
او زمان و انرژی زیادی را صرف سرگرمی کرد.
She is employed by the president in an advisory capacity.
او به عنوان مشاور توسط رئیس جمهور استخدام شده است.
Many self-employed people are heavily taxed.
بسیاری از افراد خوداشتغال به شدت مشمول مالیات هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید