firing

[ایالات متحده]/'faɪərɪŋ/
[بریتانیا]/'faɪərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل شلیک یک تفنگ یا سلاح; فرآیند روشن کردن آتش; فرآیند گرم کردن چیزی در کوره; فرآیند پختن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

firing temperature

دمای شلیک

firing rate

نرخ شلیک

firing system

سیستم شلیک

firing line

خط شلیک

firing squad

گروه آتش

firing range

میدان شلیک

firing angle

زاویه شلیک

firing time

زمان شلیک

firing table

جدول شلیک

firing device

وسیله شلیک

جملات نمونه

the deliberate firing of 600 oil wells.

آتش‌زدن عمدی 600 حلقه چاه نفت.

the recent firing of the head of the department.

برکناری اخیر رئیس بخش.

The desperate bandit's firing at the police!

سارقان مسلح به شدت به سمت پلیس شلیک می کردند!

They are firing upon the enemy works.

آنها در حال شلیک به استحکامات دشمن هستند.

they tore down the main street, firing at anyone in sight.

آنها خیابان اصلی را تخریب کردند و به هر کسی که در دیدرس بود شلیک کردند.

the referee in the firing line is an experienced official.

داور در خط آتش یک مقام با تجربه است.

he was firing a make-believe gun at the spy planes.

او با یک تفنگ ساختگی به هواپیماهای تجسسی شلیک می‌کرد.

the firing of the gun was the signal for a chain of beacons to be lit.

شلیک توپ، سیگنالی برای روشن شدن زنجیره‌ای از نشانگرها بود.

They went on firing until all their ammunition was spent.

آنها به آتش کشیدن ادامه دادند تا زمانی که تمام مهماتشان تمام شد.

The troops suppressed the rebellion by firing on the mob.

نیروها شورش را با شلیک به جمعیت سرکوب کردند.

You should cut the knot by firing them all.

شما باید گره را با اخراج همه آنها باز کنید.

The troops were firing away at the advancing enemy.

نیروها به سمت دشمن پیشرو آتش می گرفتند.

We are having difficulty in firing up the ship's engines.

ما در راه اندازی موتورهای کشتی مشکل داریم.

The birds flew off at the firing of the gun.

پرندگان با شلیک تفنگ پرواز کردند.

They saluted the Queen by firing 1000 guns.

آنها با شلیک 1000 تفنگ به ملکه ادای احترام کردند.

Retroengine's firing time must the accuracy control, the firing time differ 1 second, will cause the airship point of descent position difference kilometer.

زمان شلیک موتور رترو باید دقت را کنترل کند، اگر زمان شلیک 1 ثانیه اختلاف داشته باشد، باعث اختلاف کیلومتری در موقعیت فرود هواگنبد می‌شود.

supporters are firing a warning shot across the President's bows.

طرفداران یک هشدار به سمت رئیس جمهور شلیک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید