sacking

[ایالات متحده]/'sækɪŋ/
[بریتانیا]/'sækɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پارچه زبر که برای ساخت کیسه‌ها، گونی‌ها یا بادبان‌ها استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

hit the sack

رفتن به کیسه

sack out

رفتن به کیسه

sack paper

کاغذ کیسه‌ای

sack in

وارد کیسه شدن

جملات نمونه

the sackings were an affront to justice.

اخراج‌ها توهینی به عدالت بود.

They were sacking the potatoes in the field.

آنها داشتند سیب‌زمینی‌ها را در مزاعا جمع‌آوری می‌کردند.

Did the BBC act reasonably in sacking the journalist?

آیا بی‌بی‌سی با اخراج خبرنگار به طور منطقی عمل کرد؟

He drew his rifle from its sacking cover.

او تفنگ خود را از پوشش کیسه‌ای‌اش بیرون آورد.

potatoes are covered with sacking to keep the light from turning them green.

سیب‌زمینی‌ها برای جلوگیری از سبز شدن آن‌ها با کیسه پوشانده می‌شوند.

The company announced the sacking of several employees due to budget cuts.

شرکت اعلام کرد که به دلیل کاهش بودجه، تعدادی از کارمندان را اخراج کرده است.

The sacking of the coach was a controversial decision among the fans.

اخراج مربی تصمیمی بحث‌برانگیز در میان طرفداران بود.

The sacking of the quarterback led to a major shake-up in the team.

اخراج کوارتربک منجر به تغییرات اساسی در تیم شد.

The sacking of the CEO sent shockwaves through the business world.

اخراج مدیرعامل شوک بزرگی به دنیای کسب و کار وارد کرد.

The sacking of the manager was long overdue, according to the employees.

بر اساس گفته کارمندان، اخراج مدیر عامل بسیار دیر انجام شد.

The sacking of the politician was met with mixed reactions from the public.

اخراج سیاستمدار با واکنش‌های متضاد از سوی مردم مواجه شد.

The sacking of the teacher was a result of misconduct in the classroom.

اخراج معلم نتیجه‌ای از سوء رفتار در کلاس درس بود.

The sacking of the player was a necessary step to maintain team discipline.

اخراج بازیکن گامی ضروری برای حفظ نظم تیم بود.

The sacking of the employee was handled with sensitivity and professionalism by the HR department.

اخراج کارمند با حساسیت و حرفه‌ای‌گری توسط بخش منابع انسانی انجام شد.

The sacking of the director was a strategic move to restructure the company.

اخراج مدیر یک اقدام استراتژیک برای بازسازی شرکت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید