retaining

[ایالات متحده]/rɪˈteɪnɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈteɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل نگه داشتن یا حفظ چیزی
v. شکل حال استمراری retain؛ نگه داشتن یا عقب نگه داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

retaining wall

دیوار نگه‌دارنده

retaining ring

حلقه نگهدارنده

retaining structure

حفظ ساختار

retaining clip

گیره نگهدارنده

retaining fluid

سیال نگهدارنده

retaining device

وسیله نگهدارنده

retaining feature

ویژگی نگهدارنده

retaining element

عنصر نگهدارنده

retaining layer

لایه نگهدارنده

retaining method

روش نگهدارنده

جملات نمونه

the company is focused on retaining top talent.

شرکت بر حفظ استعدادهای برتر تمرکز دارد.

retaining customers is crucial for business growth.

حفظ مشتریان برای رشد کسب و کار بسیار مهم است.

she has a talent for retaining information quickly.

او استعداد حفظ اطلاعات به سرعت را دارد.

retaining the original flavor is important in cooking.

حفظ طعم اصلی در آشپزی مهم است.

they are retaining their market share despite competition.

آنها سهم بازار خود را با وجود رقابت حفظ می کنند.

retaining a positive attitude can improve your life.

حفظ نگرش مثبت می تواند زندگی شما را بهبود بخشد.

the school focuses on retaining students through engagement.

مدرسه بر حفظ دانش آموزان از طریق تعامل تمرکز دارد.

he is good at retaining friendships over the years.

او در حفظ دوستی ها در طول سال ها خوب است.

retaining the audience's attention is a key skill for speakers.

حفظ توجه مخاطبان یک مهارت کلیدی برای سخنرانان است.

they are retaining their culture while embracing modernity.

آنها در حالی که از مدرنیته استقبال می کنند، فرهنگ خود را حفظ می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید