well-fitted
راحت
snug fit
اندازه مناسب
fitted sheet
ملحفه مناسب
a camera fitted with a x2 converter.
دوربینی که به یک مبدل x2 مجهز است.
the ring fitted perfectly.
درخچه کاملاً مناسب بود.
She is fitted to live by herself.
او برای زندگی به تنهایی مناسب است.
The room was fitted up with bookshelves.
اتاق با قفسه کتاب پر شده بود.
Is the car fitted with a radio?
آیا ماشین به رادیو مجهز است؟
This car is fitted with radial tyres.
این ماشین به لاستیکهای شعاعی مجهز است.
The tailor fitted the trousers by shortening them.
خیاط شلوارها را با کوتاه کردن آنها اندازه کرد.
She fitted me for a new jacket.
او من را برای یک ژاکت جدید اندازه کرد.
fitted the shelves for large books.
قفسهها را برای کتابهای بزرگ آماده کرد.
the exhausts had been fitted back to front.
اگزوزها به صورت پشت و رو نصب شده بودند.
the house has fitted carpets throughout.
خانه دارای فرشهای متناسب در سراسر است.
disinfectants that are fitted with childproof caps.
ضدعفونی کننده هایی که دارای درب های محافظ کودک هستند.
she was about to be fitted for her costume.
او درست داشت برای لباسش اندازه گیری میشد.
they fitted smoke alarms to their home.
آنها هشدار دهنده های دود را در خانه خود نصب کردند.
most tools can be fitted with a new handle.
اکثر ابزارها را می توان با یک دسته جدید مجهز کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید