oversized

[ایالات متحده]/'əuvə'saizd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بزرگتر از حد معمول، فوق‌العاده بزرگ؛ خیلی بزرگ.

جملات نمونه

steering stabilizers reduce shimmy even from oversized tyres.

تثبیت‌کننده‌های فرمان لرزش را حتی از لاستیک‌های بزرگ کاهش می‌دهند.

Oversized polka dots, harlequin shapes and chequerboard patterns are quirkily added to finish off the look.

نقشه‌های لکه‌ای بزرگ، طرح‌های هارلین و الگوهای شطرنجی به طور عجیب و غریب اضافه شده‌اند تا ظاهر را تکمیل کنند.

They could buy all the cars and oversized Christmas tree ornaments they wanted, unless they happened to run up an unpayable credit card bill in the process.

آنها می‌توانستند هر تعداد اتومبیل و تزئینات درخت کریسمس بزرگ را که می‌خواستند بخرند، مگر اینکه در این فرآیند، بدهی غیرقابل پرداخت کارت اعتباری ایجاد کنند.

oversized furniture in the living room

وسایل بزرگ در اتاق نشیمن

oversized portions at the restaurant

سهم‌های بزرگ در رستوران

an oversized watch on his wrist

ساعت بزرگی روی مچ دستش

oversized artwork on the walls

هنر بزرگ روی دیوارها

oversized vehicles on the road

وسایل نقلیه بزرگ در جاده

an oversized hat for the beach

کلاه بزرگی برای ساحل

oversized windows in the office

پنجره‌های بزرگ در دفتر

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید