sized

[ایالات متحده]/saizd/
[بریتانیا]/saɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای اندازه خاص
v. طبق اندازه طبقه‌بندی شده؛ در اندازه مقایسه شده

عبارات و ترکیب‌ها

one-sized

یک اندازه

correctly-sized

به درستی سایز شده

medium sized

متوسط ​​اندازه

sized paper

مقوا با سایز

full sized

سایز کامل

جملات نمونه

a man-sized piece of pie.

یک تکه پای به اندازه مرد

a medium-sized car; an average-sized house.

یک ماشین با اندازه متوسط؛ یک خانه با اندازه متوسط

snack-sized bites of information.

بایت‌های اطلاعاتی به اندازه میان‌وعده

cut the potatoes into bite-sized pieces.

سیب‌زمینی‌ها را به قطعاتی به اندازه گاز زدن برش بزنید.

a series of bite-sized essays.

مجموعه‌ای از مقالات به اندازه گاز زدن

it has good-sized fletching.

دارای پرهای با اندازه‌ی خوب است.

a pocket-sized manual of the artist's aphorisms.

یک راهنمای کوچک جیبی از ضرب‌المثل‌های هنرمند.

twist drills are sized in millimetres.

مته‌های پیچ‌کاری با میلی‌متر اندازه‌گیری می‌شوند.

the two men sized each other up.

دو مرد یکدیگر را ارزیابی کردند.

She sized up her opponent.

او حریفش را ارزیابی کرد.

her new thimble-sized matchbox apartment.

آپارتمان کوچک به اندازه سر انگشت جدیدش که یک جعبه کبریت بود.

full-sized washer/dryers are replacing stacked units.

دستگاه‌های رختشویی/خشک کن با اندازه کامل جایگزین واحدهای تودرتو می شوند.

نمونه‌های واقعی

Could planet sized objects have ever collided?

آیا اجسام به بزرگی سیاره تا به حال با هم برخورد کرده‌اند؟

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

The Chancellor also announced a series of measures aimed at helping small and medium sized enterprises.

رهبر نیز مجموعه‌ای از اقدامات را اعلام کرد که هدف آنها کمک به کسب و کارهای کوچک و متوسط است.

منبع: Lin Chaolun's Practical Interpretation Practice Notes

Behind door 24 is a full sized spice.

پشت در 24، یک ادویه با اندازه کامل وجود دارد.

منبع: Gourmet Base

Milk comes in quart and gallon sized jugs.

شیر در پارچ‌های با حجم یک کوارت و یک گالن عرضه می‌شود.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Back in 2016, the medium sized city of Banjarmasin banned single-use plastic bags.

در سال 2016، شهر با اندازه متوسط ​​بانجارماسین، استفاده از کیسه‌های پلاستیکی یکبار مصرف را ممنوع کرد.

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

Just a normal sized TV for our living room.

فقط یک تلویزیون با اندازه معمولی برای اتاق نشیمن ما.

منبع: EnglishPod 91-180

What we envision is football field sized areas.

ما تصور می‌کنیم مناطقی به مساحت زمین فوتبال.

منبع: How to avoid climate disasters

This 58 grams snack sized bag contains 320 calories.

این کیسه کوچک با وزن 58 گرم حاوی 320 کالری است.

منبع: Asap SCIENCE Selection

Said the boy with the economic sized acne cream.

پسری با کرم ضد آکنه با اندازه اقتصادی گفت.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

There's nothing snack sized about it.

هیچ چیز در مورد آن اندازه خوراکی نیست.

منبع: Gourmet Base

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید