fizz

[ایالات متحده]/fɪz/
[بریتانیا]/fɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. (از مایع) حباب تولید کردن یا صدای جیرجیر کردن ایجاد کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

fizzy drink

نوشیدنی گازدار

fizzing sound

صدای جوشش

fizzing sensation

احساس جوشش

fizzing bubbles

حباب‌های جوشان

fizzing noise

صدای خروجی گاز

fizzy sensation

احساس گازدار

fizzling out

جوشش کم

fizzy carbonation

گازدار شدن

fizzing effervescence

جوشش و حباب

جملات نمونه

the fizz of 300 sparklers.

طراوت 300 شراره

that fizzer of a letter.

آن نامه عجیب و غریب

the mixture fizzed like mad.

مخلوط به شدت شروع به جوشیدن کرد.

anticipation began to fizz through his veins.

انتظار شروع به جوشیدن در رگ‌های او کرد.

You could hear the liquid fizz as she poured it out of the bottle.

می‌توانستید صدای جوشش مایع را هنگام ریختن آن از بطری بشنوید.

The soda began to fizz as I poured it into the glass.

وقتی آن را در لیوان ریختم، نوشابه شروع به جوشیدن کرد.

She heard the fizz of the opening soda can.

او صدای باز شدن نوشابه را شنید.

The champagne fizzed as the cork popped.

شامپاین با پریدن درب بطری شروع به جوشیدن کرد.

The sound of fizzing could be heard from the kitchen.

صدای جوشیدن از آشپزخانه شنیده می‌شد.

The carbonated water fizzed when the ice cubes were added.

وقتی یخ‌ها اضافه شدند، آب گازدار شروع به جوشیدن کرد.

I love the fizz of freshly opened soda.

من عاشق طراوت نوشابه‌ای که تازه باز شده است، هستم.

The fizz of the soda tickled my nose.

طراوت نوشابه بینی من را خاراند.

The soda lost its fizz after being left open for too long.

بعد از اینکه برای مدت طولانی باز گذاشته شد، نوشابه طراوت خود را از دست داد.

The fizz in the soda made it refreshing to drink.

طراوت نوشابه نوشیدن آن را دلپذیر می‌کرد.

The fizzing noise of the soda can be quite loud.

صدای جوشش نوشابه می‌تواند بسیار بلند باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید