flips a coin
چرخاندن سکه
flips the switch
کلید را عوض میکند
flips through pages
صفحات را ورق میزند
flips the script
سناریو را تغییر میدهد
flips out easily
به راحتی عصبانی میشود
flips the bird
انگشت قاطی را نشان میدهد
flips the table
میز را واژگون میکند
flips for fun
برای تفریح میچرخاند
flips on demand
در صورت درخواست میچرخاند
he flips through the pages of the book.
او صفحات کتاب را ورق میزند.
she flips a coin to make a decision.
او برای تصمیمگیری یک سکه به هوا پرتاب میکند.
the gymnast flips in the air during her routine.
غوطهور زن در طول تمرین خود در هوا پرتاب میشود.
he flips the switch to turn on the lights.
او کلید را میزند تا چراغها را روشن کند.
she flips the pancake in the frying pan.
او پنکیک را در تابه به هوا پرتاب میکند.
the director flips through the script for changes.
مدیر برای ایجاد تغییرات فیلمنامه را ورق میکند.
he flips his hair back with confidence.
او با اعتماد به نفس موهایش را به عقب میاندازد.
she flips the calendar to see next month.
او تقویم را ورق میکند تا ماه آینده را ببیند.
he flips the burgers on the grill.
او همبرگرها را روی گریل میزند.
the investor flips properties for profit.
سرمایهگذار برای کسب سود املاک را معامله میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید