flips

[ایالات متحده]/flɪps/
[بریتانیا]/flɪps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شخص سوم مفرد از flip؛ به فشار دادن (یک کلید)؛ به سرعت برگرداندن؛ به طور ناگهانی تکان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

flips a coin

چرخاندن سکه

flips the switch

کلید را عوض می‌کند

flips through pages

صفحات را ورق می‌زند

flips the script

سناریو را تغییر می‌دهد

flips out easily

به راحتی عصبانی می‌شود

flips the bird

انگشت قاطی را نشان می‌دهد

flips the table

میز را واژگون می‌کند

flips for fun

برای تفریح می‌چرخاند

flips on demand

در صورت درخواست می‌چرخاند

جملات نمونه

he flips through the pages of the book.

او صفحات کتاب را ورق می‌زند.

she flips a coin to make a decision.

او برای تصمیم‌گیری یک سکه به هوا پرتاب می‌کند.

the gymnast flips in the air during her routine.

غوطه‌ور زن در طول تمرین خود در هوا پرتاب می‌شود.

he flips the switch to turn on the lights.

او کلید را می‌زند تا چراغ‌ها را روشن کند.

she flips the pancake in the frying pan.

او پنکیک را در تابه به هوا پرتاب می‌کند.

the director flips through the script for changes.

مدیر برای ایجاد تغییرات فیلمنامه را ورق می‌کند.

he flips his hair back with confidence.

او با اعتماد به نفس موهایش را به عقب می‌اندازد.

she flips the calendar to see next month.

او تقویم را ورق می‌کند تا ماه آینده را ببیند.

he flips the burgers on the grill.

او همبرگرها را روی گریل می‌زند.

the investor flips properties for profit.

سرمایه‌گذار برای کسب سود املاک را معامله می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید