turns out
در نتیجه
turns around
در جهت مخالف میچرخد
turns left
چپ میچرخد
turns right
راست میچرخد
turns blue
آبی میشود
turns red
قرمز میشود
turns colder
سردتر میشود
turns warmer
گرمتر میشود
turns 18
18 ساله میشود
turns the page
صفحه را تغییر میدهد
the road turns sharply ahead; be careful.
جاده به شدیدی به سمت جلو میگردد؛ دقت کنید.
the weather turns colder as we head north.
هنگامی که به شمال میرویم، آب و هوا سردتر میشود.
my mood turns sour when i'm stressed.
وقتی من استرس دارم، حال من تلخ میشود.
the conversation turns to politics quickly.
گفتگو به سرعت به سیاست میپردازد.
the plot turns unexpectedly in the final chapter.
داستان در فصل آخر به طور ناگهانی تغییر میکند.
the leaves turn red and gold in the fall.
برگها در پاییز قرمز و زر میشوند.
the engine turns over but doesn't start.
موتور باز میگردد اما شروع نمیکند.
the business turns a profit this quarter.
این کسب و کار در این فصل سود میبرد.
the tide turns, and the water recedes.
نیروی آب تغییر میکند و آب به عقب بر میگردد.
the discussion turns to the upcoming election.
بحث به انتخابات آینده میپردازد.
the wheel turns smoothly on the axle.
چرخ به صورت گладی روی محور میچرخد.
the year turns over to a new beginning.
سال به یک شروع جدید میگردد.
turns out
در نتیجه
turns around
در جهت مخالف میچرخد
turns left
چپ میچرخد
turns right
راست میچرخد
turns blue
آبی میشود
turns red
قرمز میشود
turns colder
سردتر میشود
turns warmer
گرمتر میشود
turns 18
18 ساله میشود
turns the page
صفحه را تغییر میدهد
the road turns sharply ahead; be careful.
جاده به شدیدی به سمت جلو میگردد؛ دقت کنید.
the weather turns colder as we head north.
هنگامی که به شمال میرویم، آب و هوا سردتر میشود.
my mood turns sour when i'm stressed.
وقتی من استرس دارم، حال من تلخ میشود.
the conversation turns to politics quickly.
گفتگو به سرعت به سیاست میپردازد.
the plot turns unexpectedly in the final chapter.
داستان در فصل آخر به طور ناگهانی تغییر میکند.
the leaves turn red and gold in the fall.
برگها در پاییز قرمز و زر میشوند.
the engine turns over but doesn't start.
موتور باز میگردد اما شروع نمیکند.
the business turns a profit this quarter.
این کسب و کار در این فصل سود میبرد.
the tide turns, and the water recedes.
نیروی آب تغییر میکند و آب به عقب بر میگردد.
the discussion turns to the upcoming election.
بحث به انتخابات آینده میپردازد.
the wheel turns smoothly on the axle.
چرخ به صورت گладی روی محور میچرخد.
the year turns over to a new beginning.
سال به یک شروع جدید میگردد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید