turns

[ایالات متحده]/[tɜːnz]/
[بریتانیا]/[tɜːrz]/

ترجمه

n. یک نمونه از اتفاق افتادن یا تغییر؛ یک تغییر ناگهانی در جهت؛ یک بازه زمانی یا یک سری وقایع.
v. حول یک محور حرکت کنید؛ باعث تغییر جهت شوید؛ متفاوت شوید؛ از طرفی دیگر بروید.

عبارات و ترکیب‌ها

turns out

در نتیجه

turns around

در جهت مخالف می‌چرخد

turns left

چپ می‌چرخد

turns right

راست می‌چرخد

turns blue

آبی می‌شود

turns red

قرمز می‌شود

turns colder

سردتر می‌شود

turns warmer

گرم‌تر می‌شود

turns 18

18 ساله می‌شود

turns the page

صفحه را تغییر می‌دهد

جملات نمونه

the road turns sharply ahead; be careful.

جاده به شدیدی به سمت جلو می‌گردد؛ دقت کنید.

the weather turns colder as we head north.

هنگامی که به شمال می‌رویم، آب و هوا سردتر می‌شود.

my mood turns sour when i'm stressed.

وقتی من استرس دارم، حال من تلخ می‌شود.

the conversation turns to politics quickly.

گفتگو به سرعت به سیاست می‌پردازد.

the plot turns unexpectedly in the final chapter.

داستان در فصل آخر به طور ناگهانی تغییر می‌کند.

the leaves turn red and gold in the fall.

برگ‌ها در پاییز قرمز و زر می‌شوند.

the engine turns over but doesn't start.

موتور باز می‌گردد اما شروع نمی‌کند.

the business turns a profit this quarter.

این کسب و کار در این فصل سود می‌برد.

the tide turns, and the water recedes.

نیروی آب تغییر می‌کند و آب به عقب بر می‌گردد.

the discussion turns to the upcoming election.

بحث به انتخابات آینده می‌پردازد.

the wheel turns smoothly on the axle.

چرخ به صورت گладی روی محور می‌چرخد.

the year turns over to a new beginning.

سال به یک شروع جدید می‌گردد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید