swaps

[ایالات متحده]/swɒps/
[بریتانیا]/swɑːps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مبادله اقلام یا چیزهایی که تعویض می‌شوند
v. سوم شخص مفرد 'swap'؛ تعویض یا جایگزین کردن

عبارات و ترکیب‌ها

stock swaps

معاملات سهام

currency swaps

معاملات ارزی

interest swaps

معاملات بهره

swap agreements

قراردادهای مبادله

swap options

گزینه‌های مبادله

energy swaps

مبادله انرژی

rate swaps

مبادله نرخ

swap trades

معاملات مبادله

swap contracts

قراردادهای مبادله

swap markets

بازارهای مبادله

جملات نمونه

she swaps her old books for new ones.

او کتاب‌های قدیمی خود را با کتاب‌های جدید عوض می‌کند.

they often swap ideas during meetings.

آنها اغلب در طول جلسات ایده‌ها را رد و بدل می‌کنند.

he swaps his lunch with a friend.

او غذایش را با یک دوست عوض می‌کند.

we can swap our seats if you want.

اگر بخواهید می‌توانیم صندلی‌هایمان را عوض کنیم.

she swaps clothes with her sister.

او لباس‌هایش را با خواهرش عوض می‌کند.

the team swaps players to improve performance.

تیم بازیکنان را برای بهبود عملکرد عوض می‌کند.

he swaps his car for a motorcycle.

او ماشینش را با یک موتورسیکلت عوض می‌کند.

they decided to swap their vacation plans.

آنها تصمیم گرفتند برنامه‌های تعطیلات خود را عوض کنند.

the company swaps services with other businesses.

شرکت خدمات را با سایر مشاغل عوض می‌کند.

she swaps recipes with her neighbors.

او دستور العمل‌ها را با همسایگانش عوض می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید