flops

[ایالات متحده]/flɒps/
[بریتانیا]/flɑps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. عملیات اعشاری در هر ثانیه
n. شکست یا ناکامی، به ویژه در سرگرمی

عبارات و ترکیب‌ها

box office flops

شکست‌های گیشه

total flops

شکست‌های کلان

major flops

شکست‌های بزرگ

flops and failures

شکست‌ها و ناکامی‌ها

epic flops

شکست‌های حماسی

flops galore

شکست‌های فراوان

flops happen

شکست‌ها رخ می‌دهند

flops abound

شکست‌ها فراوان هستند

flops occur

شکست‌ها اتفاق می‌افتند

flops everywhere

شکست‌ها همه جا وجود دارند

جملات نمونه

his latest movie flops at the box office.

آخرین فیلم او با شکست در گیشه مواجه شد.

after several flops, the director decided to take a break.

پس از چندین شکست، کارگردان تصمیم گرفت استراحت کند.

the game was a complete flop, disappointing many fans.

بازی یک شکست کامل بود و بسیاری از طرفداران را ناامید کرد.

despite the hype, the product flops in the market.

با وجود تبلیغات زیاد، محصول در بازار شکست خورد.

she learned from her flops and improved her skills.

او از شکست‌های خود درس گرفت و مهارت‌های خود را بهبود بخشید.

many sequels end up being flops.

بسیاری از قسمت‌های دنباله در نهایت به شکست می‌انجامند.

the band's new album flops compared to their last hit.

آلبوم جدید گروه در مقایسه با آخرین قطعه موفق آن‌ها شکست خورد.

critics say the show flops due to poor writing.

منتقدان می‌گویند که به دلیل ضعف نویسندگی، برنامه شکست می‌خورد.

investors were worried after the startup's first product flops.

سرمایه‌گذاران نگران بودند پس از اینکه اولین محصول استارتاپ شکست خورد.

her first attempt at cooking flops, but she keeps trying.

اولین تلاش او برای آشپزی شکست خورد، اما او به تلاش خود ادامه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید