fluttered

[ایالات متحده]/ˈflʌtəd/
[بریتانیا]/ˈflʌtərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته flutter؛ به سرعت و به آرامی حرکت یا بال زدن؛ به سرعت ضربان زدن (مانند در یک قلب)

عبارات و ترکیب‌ها

fluttered away

دور شد

fluttered softly

به آرامی پرواز کرد

fluttered gently

به ملایمت پرواز کرد

fluttered wildly

به طور وحشیانه پرواز کرد

fluttered above

بالای سر پرواز کرد

fluttered open

باز شد

fluttered close

بست شد

fluttered brightly

به روشنی پرواز کرد

fluttered back

بازگشت

fluttered lightly

به راحتی پرواز کرد

جملات نمونه

the leaves fluttered in the gentle breeze.

برگ‌ها در نسیم ملایم به آرامی تاب خوردند.

the flag fluttered proudly atop the building.

پرچم با افتخار بر بالای ساختمان به اهتزاز درآمد.

she fluttered her eyelashes to get his attention.

او برای جلب توجه او پلک‌هایش را به حالت اغواگرانه حرکت داد.

butterflies fluttered around the garden.

پروانه‌ها در اطراف باغ به پرواز درآمدند.

the curtain fluttered as the window was opened.

با باز شدن پنجره، پرده به حرکت درآمد.

her heart fluttered when she saw him.

وقتی او را دید، قلبش به تپش افتاد.

he fluttered the pages of the book absentmindedly.

او بی‌هدف صفحات کتاب را ورق زد.

the bird fluttered its wings before taking off.

قبل از بلند شدن، پرنده بال‌های خود را به حرکت درآورد.

the paper airplane fluttered down to the ground.

هواپیمای کاغذی به آرامی به زمین افتاد.

the dancer's skirt fluttered gracefully as she moved.

با حرکت او، دامن رقصنده به شکلی زیبا به اهتزاز درآمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید