flapped wings
بال زد
flapped flag
پرچم به اهتزاز درآمد
flapped hands
دستها را چرخاند
flapped ears
گوشها را چرخاند
flapped tail
دم را چرخاند
flapped cloth
پارچه را چرخاند
flapped mouth
دهان را چرخاند
flapped paper
کاغذ را چرخاند
flapped arms
بازوها را چرخاند
flapped curtain
پرده را چرخاند
the bird flapped its wings excitedly.
پرنده با هیجان بالهای خود را چرخاند.
he flapped the towel to dry himself off.
او حوله را چرخاند تا خودش را خشک کند.
the flag flapped in the strong wind.
پرچم در باد شدید به رقص درآمد.
she flapped her arms to get his attention.
او برای جلب توجه او دستهای خود را چرخاند.
the little boy flapped his hands with joy.
پسر کوچولو با خوشحالی دستهایش را چرخاند.
the paper flapped in the breeze.
کاغذ در نسیم به رقص درآمد.
the wings of the butterfly flapped gracefully.
بالهای پروانه به طور ظریف به رقص درآمدند.
he flapped the book closed after reading.
او کتاب را بعد از خواندن بست.
the dog flapped its ears when it heard the noise.
وقتی سگ صدا را شنید، گوشهایش را چرخاند.
she flapped the paper to make it fly.
او کاغذ را چرخاند تا آن را به پرواز درآورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید