danced

[ایالات متحده]/dɑːnst/
[بریتانیا]/dænst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته نقلی رقصیدن; به طور ریتمیک به موسیقی حرکت کردن; به جلو و عقب پریدن یا نوسان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

danced with joy

با خوشی رقصید

danced all night

تمام شب رقصید

danced in circles

در دایره‌ها رقصید

danced on air

روی هوا رقصید

danced like nobody

مانند هیچ کس رقصید

danced to music

به آهنگ رقصید

danced in pairs

به صورت جفتی رقصید

danced with passion

با اشتیاق رقصید

danced under stars

تحت ستارگان رقصید

danced through life

در طول زندگی رقصید

جملات نمونه

they danced joyfully at the wedding.

آنها با خوشحالی در عروسی رقصیدند.

the children danced around the maypole.

کودکان دور مِیل رقصیدند.

she danced gracefully across the stage.

او به طور ظریف در سراسر صحنه رقصید.

we danced under the stars all night.

ما تمام شب زیر نور ستارگان رقصیدیم.

he danced with excitement when he won.

او وقتی برنده شد با هیجان رقصید.

they danced to the rhythm of the music.

آنها به ریتم موسیقی رقصیدند.

she danced like nobody was watching.

او طوری رقصید که انگار کسی نگاه نمی‌کرد.

the couple danced closely, lost in each other.

زوج به هم نزدیک رقصیدند و در یکدیگر غرق شدند.

he danced with passion during the performance.

او با شور و اشتیاق در طول اجرا رقصید.

they danced in celebration of their victory.

آنها به مناسبت پیروزی خود رقصیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید