key fob
جاکلیدی
fob watch
ساعت کلیدی
fob pocket
جیب کلیدی
car fob
جاکلیدی خودرو
fob price
قیمت جاکلیدی
Don’t try to fob me off with excuses.
سعی نکنید من را با بهانهها فریب دهید.
She tried to fob all her junk off onto me.
او سعی کرد تمام زبالههایش را به من منتقل کند.
Supply Price for Type A of Shoran is FOB 75 RMB each and for Type B is FOB110 RMB each.
قیمت تامین برای نوع A از شوران 75 رنمینبی برای هر کدام و برای نوع B 110 رنمینبی برای هر کدام است.
Ineed a factory for undercarrier for machinery Caterpillar and Komatsu with Ningbo Port FOB to Ecuador.
من به یک کارخانه برای حملکننده زیرین برای ماشینآلات کاترپیلار و کوماتسو با بندر نینبو FOB به اکوادور نیاز دارم.
to fob someone off with excuses
فریب دادن کسی با بهانهها
he tried to fob me off with a fake watch
او سعی کرد مرا با یک ساعت تقلبی فریب دهد.
to fob off a difficult question
طفره رفتن از یک سؤال دشوار
she fobbed off the salesman with a polite smile
او با یک لبخند مؤدبانه فروشنده را فریب داد.
to fob someone off with a poor excuse
فریب دادن کسی با یک بهانه ضعیف
he fobbed off my questions with vague answers
او با پاسخهای مبهم به سؤالات من پاسخ داد.
to fob off unwanted visitors
دور کردن بازدیدکنندگان ناخواسته
they tried to fob us off with inferior products
آنها سعی کردند ما را با محصولات بیکیفیت فریب دهند.
to fob off responsibilities onto others
انتقال مسئولیتها به دیگران
she fobbed off the criticism with a dismissive wave
او انتقاد را با یک حرکت بیتوجهانه دور کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید