keychain

[ایالات متحده]/[ˈkiːtʃeɪn]/
[بریتانیا]/[ˈkiːtʃeɪn]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حلقه یا زنجیر کوچک برای نگه داشتن کلیدها؛ مجموعه‌ای از کلیدها که به یک حلقه یا زنجیر متصل شده‌اند.
Word Forms
جمعkeychains

عبارات و ترکیب‌ها

keychain holder

نگهدارنده کلید

lost keychain

کلید گم شده

buy keychain

خرید کلید

keychain charm

جذابیت کلید

keychains galore

کلیدهای فراوان

carrying keychain

نگه داشتن کلید

personalized keychain

کلید شخصی‌سازی شده

keychain ring

حلقه کلید

heavy keychain

کلید سنگین

unique keychain

کلید منحصر به فرد

جملات نمونه

i bought a cute keychain with a fluffy cat on it.

من یک آویز کلید دوست داشتنی با یک گربه پشمالو خریدم.

she keeps her house keys on a colorful keychain.

او کلیدهای خانه خود را روی یک آویز کلید رنگارنگ نگه می‌دارد.

he lost his keychain with the car key attached.

او آویز کلیدش را که کلید ماشین به آن وصل بود گم کرد.

my keychain is made of leather and has a silver charm.

آویز کلید من از چرم است و یک آویز نقره‌ای دارد.

i added a new keychain to my collection last week.

من هفته گذشته یک آویز کلید جدید به مجموعه ام اضافه کردم.

the keychain was a souvenir from my trip to hawaii.

این آویز کلید سوغاتی از سفر من به هاوایی بود.

he designed a custom keychain with his initials on it.

او یک آویز کلید سفارشی با حروف اول نامش طراحی کرد.

i’m looking for a sturdy keychain to hold all my keys.

من به دنبال یک آویز کلید محکم برای نگه داشتن همه کلیدهایم هستم.

she clipped the keychain to her backpack zipper.

او آویز کلید را به زیپ کوله‌پشتی خود وصل کرد.

the keychain features a miniature eiffel tower.

این آویز کلید دارای یک برج ایفل مینیاتوری است.

i need to replace my broken keychain soon.

من باید به زودی آویز کلید شکسته ام را جایگزین کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید