forth

[ایالات متحده]/fɔːθ/
[بریتانیا]/fɔːrθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به جلو; به سمت خارج; از آن زمان به بعد

عبارات و ترکیب‌ها

go forth

به جلو برو

set forth

آغاز کن

come forth

بیرون بیا

put forth

ارائه کن

bring forth

به ظهور درآوردن

forthcoming

منتظر

and so forth

و غیره

back and forth

این طرف و آن طرف

went forth

به جلو رفت

setting forth

شروع کردن

send forth

ارسال کردن

as set forth

همانطور که بیان شده است

burst forth

بیرون آمدن

break forth

بیرون پریدن

call forth

احضار کردن

give forth

منتشر کردن

go forth into

وارد شدن به

spring forth

جوانه زدن

hold forth

ادامه دادن

draw forth

بیرون کشیدن

جملات نمونه

put forth an idea.

ارائه دادن یک ایده

stretch forth one's arms

باز کردن دستها

sent forth a cry of pain.

فریاد درد فرستاد.

set forth a sound plan.

ارائه دادن یک طرح خوب

a paper setting forth their grievances.

یک سند که بیانگر نارضایتی های آنها است.

he holds forth in oracular fashion.

او به روشی پیشگویانه صحبت می کند.

the heavens show forth the glory of God.

بهشت عظمت خدا را نشان می دهد.

The sun came forth from behind the cloud.

خورشید از پشت ابر بیرون آمد.

We sallied forth at dawn.

ما در سپیده دم به بیرون رفتیم.

Buds shoot forth in the spring.

سرشه‌ها در بهار ظاهر می‌شوند.

shadow forth some future occurrence

پیش‌بینی وقوع آینده

The rope swung back and forth from the branch.

طناب از شاخه به جلو و عقب تاب می خورد.

sallied forth to see the world.

برای دیدن دنیا به بیرون رفتیم.

a stove that sends forth great warmth.

یک اجاق گاز که گرمای زیادی ساطع می کند.

plants bringing forth fruit.

گیاهانی که میوه به بار می آورند.

The tree branches forth in spring.

در بهار درخت شاخه می زند.

He drew forth his gun.

او اسلحه خود را بیرون کشید.

The fields give forth an odor of spring.

زمین‌ها بوی بهار می‌دهند.

The army went forth amid great cheering.

ارتش با تشویع فراوان به حرکت درآمد.

نمونه‌های واقعی

He amazes as he pushes forth always turning back and forth.

او شگفت‌زده می‌کند زیرا همیشه به جلو می‌راند و این‌سو و آن‌سو می‌چرخد.

منبع: CNN 10 Student English March 2020 Compilation

I see the polymerase and the enzymes and so forth.

من پلی‌مراز و آنزیم‌ها و غیره را می‌بینم.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2016 Collection

They just sort of go back and forth, back and forth.

آنها فقط این‌سو و آن‌سو می‌روند، این‌سو و آن‌سو.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

Why then here does any one step forth?

چرا این‌جا هر کسی به جلو قدم بر می‌دارد؟

منبع: Moby-Dick

Back and forth, back and forth.

این‌سو و آن‌سو، این‌سو و آن‌سو.

منبع: Emma's delicious English

She clasped hands about knees, rocking back and forth broken-heartedly.

او دستانش را دور زانوهایش حلقه کرد و با قلبی شکسته این‌سو و آن‌سو تاب می‌خورد.

منبع: The Call of the Wild

Think about tennis, right, the ball goes back, and forth, and back, and forth.

در مورد تنیس فکر کنید، درست است، توپ این‌سو و آن‌سو و این‌سو و آن‌سو می‌رود.

منبع: Your English coach Stefanie

More than a thousand items go back and forth each day.

بیش از هزار مورد هر روز این‌سو و آن‌سو می‌روند.

منبع: Listening Digest

This is our moment for setting forth.

این زمان ما برای شروع است.

منبع: Charlotte's Web

Traveling back and forth was a breeze.

سفر این‌سو و آن‌سو بسیار آسان بود.

منبع: VOA Standard Speed Compilation June 2016

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید