funky

[ایالات متحده]/ˈfʌŋki/
[بریتانیا]/ˈfʌŋki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مردد
شیک
بوی بد داشتن.

جملات نمونه

funky cheese; funky cellars.

پنیر عجیب و غریب؛ سرداب‌های عجیب و غریب.

some excellent funky beats.

برخی ضربات فانکی عالی.

the music changed to a funky disco beat.

موسیقی به یک ریتم دیسکو فانکی تغییر کرد.

she likes wearing funky clothes.

او دوست دارد لباس های عجیب و غریب بپوشد.

It is a funky restaurant with very interesting art on the walls.

این یک رستوران عجیب و غریب با آثار هنری بسیار جالب روی دیوارها است.

The music is characterized by funky, soulful bass, twangy reverb guitar and songs that typically concerned themselves with matters of Southern American States folklore.

این موسیقی با باس فانکی و احساسی، گیتار ریورب تنگی و آهنگ‌هایی که معمولاً به مسائل مربوط به فولکلور ایالت‌های جنوب آمریکا می‌پرداختند، مشخص می‌شود.

نمونه‌های واقعی

Shallots, chilli and some funky durian going in.

پیازچه، فلفل چیلی و کمی دواریان عجیب و غریب در حال اضافه شدن.

منبع: Gourmet Base

Food is funky, fermented and spicy.

غذا عجیب و غریب، تخمیر شده و تند است.

منبع: Connection Magazine

It's not kind of funky fruit.

این یک میوه عجیب و غریب نیست.

منبع: Coffee Tasting Guide

But the way they did it's a little funky.

اما روشی که انجام دادند کمی عجیب و غریب بود.

منبع: Learn English with Matthew.

You can make it all different sort of funky colors.

می توانید آن را به رنگ های عجیب و غریب مختلف تبدیل کنید.

منبع: Connection Magazine

And this one actually has more of a funky flavor.

و این یکی واقعاً طعم عجیب و غریبی دارد.

منبع: BBC documentary "Chinese New Year"

But I must say, sometimes the translations are still a bit funky.

اما باید بگویم، گاهی اوقات ترجمه‌ها هنوز کمی عجیب و غریب هستند.

منبع: Celebrity Speech Compilation

This central neighborhood represents the funky, " anything goes" side of Toronto.

این محله مرکزی نشان دهنده جنبه عجیب و غریب، "هر چه دوست دارید" تورنتو است.

منبع: Vacation Travel City Guide: North America Edition

How salty? How fermented? How funky?

چقدر شور؟ چقدر تخمیر شده؟ چقدر عجیب و غریب؟

منبع: Gourmet Base

I'm calling this look feeling colorful, feeling funky.

من این ظاهر را احساس رنگارنگ و عجیب و غریب می نامم.

منبع: Learn to dress like a celebrity.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید