generic

[ایالات متحده]/dʒəˈnerɪk/
[بریتانیا]/dʒəˈnerɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عمومی; مربوط به یک کلاس کل; بدون علامت تجاری.

عبارات و ترکیب‌ها

generic brand

برند عمومی

generic product

محصول عمومی

generic term

اصطلاح عمومی

generic type

نوع عمومی

generic name

نام عمومی

generic algorithm

الگوریتم عمومی

generic drug

داروی ژنریک

generic programming

برنامه‌نویسی عمومی

جملات نمونه

chèvre is a generic term for all goats' milk cheese.

chèvre یک اصطلاح کلی برای تمام پنیرهای شیری بز است.

generic differences between birds and reptiles;

تفاوت‌های کلی بین پرندگان و خزندگان;

From OO to Generic Programming, Template Metaprogram, Generative Programming;

از OO تا برنامه نویسی عمومی، متا برنامه نویسی الگو، برنامه نویسی تولیدی;

It was China decade daimio tea among oolong generic representative that iron Kwan-yin belong to oolong genera .

این چای دهکده چای دایمیو چین در میان یک نماینده عمومی اولونگ بود که آهن Kwan-yin متعلق به جنس اولونگ است.

The Latin term“Vulpes”is the generic name for the various type of fox.

اصطلاح لاتین“Vulpes”نام عمومی انواع مختلف روباه است.

The locals amusingly referred to this place as the wop-wops - a generic term for anywhere so remote, it doesn’t even warrant a name.

ساکنان به طور خنده‌داری این مکان را "وُپ‌وُپ‌ها" می‌نامیدند - یک اصطلاح کلی برای هر مکانی آنقدر دور که حتی ارزش نام‌گذاری هم ندارد.

generic name According to the Code, (1) a scientific name of a taxon at the rank of genus; (2) the first name of a binomen or a trinomen.

نام عمومی طبق قانون، (1) نام علمی یکtaxon در رتبه جنس؛ (2) اولین نام یک binomen یا trinomen.

It is emphasis on contravariance rule, covariance rule and closed-behavior rule that generic-special relation must abide in this paper.

تاکید بر قاعده ضدتغییر، قاعده هم‌تغییر و قاعده رفتار بسته است که رابطه عمومی-ویژه باید در این مقاله رعایت شود.

After reiewing the issues raised in the petition, FDA determined that its standards for approal of the generic drug application for bupropion are appropriate.

پس از بررسی مسائل مطرح شده در دادخواست، FDA تصمیم گرفت که استانداردهای آن برای تایید درخواست داروی عمومی برای بوپروپیون مناسب است.

نمونه‌های واقعی

At times, the authors' advice becomes a little generic.

گاهی اوقات، توصیه های نویسندگان کمی کلی می شود.

منبع: The Economist (Summary)

It's supposed to be a generic site of worship.

قرار است یک مکان کلی برای عبادت باشد.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2014 Collection

Concentration among generic drugmakers may be to blame.

تمرکز در میان تولیدکنندگان داروهای ژنریک ممکن است مقصر باشد.

منبع: The Economist - International

It's no longer just a generic red, it's no longer a generic white.

دیگر فقط یک قرمز کلی نیست، دیگر یک سفید کلی نیست.

منبع: Wall Street Journal

Instead, most of their conversations are generic.

در عوض، بیشتر مکالمات آنها کلی است.

منبع: Love Story

Alright, so this is our generic outline.

خوب، پس این طرح کلی ماست.

منبع: IELTS Writing Preparation Guide

And during those years, the scenario was fairly generic.

و در طول آن سال ها، سناریو نسبتاً کلی بود.

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

It's branded versus generic, but it's doing nothing versus doing something.

این برند در مقابل ژنریک است، اما هیچ کاری نمی کند در مقابل انجام کاری.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

So the noun content is a really generic word.

بنابراین محتوای اسمی یک کلمه واقعاً کلی است.

منبع: Emma's delicious English

The generic term for it is a tropical cyclone.

اصطلاح کلی برای آن گردباد گرمسیری است.

منبع: CNN Listening Compilation May 2013

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید