basic

[ایالات متحده]/ˈbeɪsɪk/
[بریتانیا]/ˈbeɪsɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بنیادی; ابتدایی
n. بنیاد; عنصر

عبارات و ترکیب‌ها

basic principle

اصل اساسی

basic theory

نظریه اساسی

basic level

سطح پایه

basic knowledge

دانش پایه

basic concept

مفهوم اساسی

basic structure

ساختار اساسی

basic education

آموزش پایه

basic research

تحقیقات پایه

basic information

اطلاعات پایه

basic data

اطلاعات پایه

basic function

تابعیت اساسی

basic law

قانون اساسی

basic unit

واحد پایه

basic ideas

ایده های اساسی

basic course

دوره پایه

basic framework

چارچوب اساسی

basic design

طراحی اساسی

basic approach

رویکرد اساسی

basic english

انگلیسی پایه

basic model

مدل پایه

جملات نمونه

This is a basic tenet of capitalism.

این یک اصل اساسی سرمایه‌داری است.

a basic algorithm for division.

یک الگوریتم اساسی برای تقسیم.

the basics of math.

مبانی ریاضیات

stuck to basic principles.

به اصول اساسی پایبند بود.

the basic steps in the simulation

مراحل اساسی شبیه‌سازی

their failure to comply with the basic rules.

عدم تمایل آنها به رعایت قوانین اساسی.

the outcome is an offence to basic justice.

نتیجه، توهینی به عدالت اساسی است.

the basic skills of cookery.

مهارت های اساسی آشپزی

the unchallengeable truth of these basic facts.

حقیقت غیرقابل انکار این حقایق اساسی.

The family is the basic unit of society.

خانواده، واحد اساسی جامعه است.

a basic course in Russian; a set of basic woodworking tools.

یک دوره مقدماتی زبان روسی؛ مجموعه‌ای از ابزارهای اولیه نجاری.

his basic annual income.

درآمد سالانه پایه او.

the brute necessities of basic subsistence.

نیازهای اساسی بقا

evaluation is part of the basic dynamic of the project.

ارزیابی بخشی از پویایی اساسی پروژه است.

a belief in the basic goodness of mankind.

باوری به ذاتی خوب بودن انسان‌ها.

نمونه‌های واقعی

Normally, people are able to describe basic appearances.

به طور معمول، مردم قادر به توصیف ظاهر اساسی هستند.

منبع: English With Lucy (Bilingual Experience)

I see your point, but let's review the basics first.

منظور شما را متوجه شدم، اما بیایید ابتدا اصول اولیه را مرور کنیم.

منبع: Intermediate Daily Grammar

They learn the very basics of the sport.

آنها اصول اولیه ورزش را یاد می گیرند.

منبع: CNN 10 Student English Compilation August 2019

Well, let's get the basics down first.

خب، بیایید ابتدا اصول اولیه را یاد بگیریم.

منبع: The Great Science Revelation

But let's cover some basics real quick.

اما بیایید به سرعت چند اصل اولیه را پوشش دهیم.

منبع: PBS Fun Science Popularization

OK - let's start with some basic brain anatomy.

باشه - بیایید با آناتومی مغز پایه شروع کنیم.

منبع: Osmosis - Nerve

You have now learned the basics of computing.

شما اکنون اصول اولیه محاسبات را یاد گرفته اید.

منبع: Apple latest news

That's it for the basic overview.

این همه است برای نمای کلی پایه.

منبع: Minimalist Bullet Journaling Method

The basic building blocks of enzymes are called amino acids.

ساختمان های اساسی آنزیم ها آمینو اسید نامیده می شوند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

You know, the basics. A rake, shovel, spade and a hoe.

می دانید، اصول اولیه. یک چکش، بیل، کلنگ و یک بیلچه.

منبع: EnglishPod 181-270

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید