genteelly

[ایالات متحده]/dʒenˈtiːli/
[بریتانیا]/dʒɛnˈtiːli/

ترجمه

adv. به طرز تصفیه شده یا مودبانه

عبارات و ترکیب‌ها

genteelly spoken

با وقار صحبت کرد

genteelly dressed

با وقار لباس پوشیده بود

genteelly mannered

با رفتاری مؤدبانه

genteelly refined

با ظرافت و آداب معاشرت

genteelly approached

با احترام نزدیک شد

genteelly expressed

با لحنی مؤدبانه بیان کرد

genteelly offered

با احترام پیشنهاد کرد

genteelly suggested

با احترام پیشنهاد داد

genteelly received

با احترام پذیرفت

genteelly acknowledged

با احترام پذیرش کرد

جملات نمونه

she spoke genteelly, impressing everyone at the dinner party.

او با وقار و احترام صحبت کرد و بر همه مهمانان در مهمانی شام تأثیر گذاشت.

he genteelly offered his seat to the elderly woman.

او با احترام و ادب جایگاه خود را به زن مسن پیشنهاد کرد.

the genteelly dressed guests mingled at the gallery opening.

مهمانان با ظاهری آراسته و باوقار در افتتاحیه گالری با هم مخلوط شدند.

she genteelly declined the invitation, preferring to stay home.

او با احترام و ادب دعوت را رد کرد و ترجیح داد در خانه بماند.

his genteelly manner made a lasting impression on the committee.

رفتار مؤدبانه و باوقار او تأثیر ماندگاری بر روی کمیته گذاشت.

they conversed genteelly about art and culture over tea.

آنها در مورد هنر و فرهنگ با احترام و ادب در کنار چای صحبت کردند.

she always dresses genteelly for formal occasions.

او همیشه برای مناسبت های رسمی با وقار و احترام لباس می پوشد.

he was known for his genteelly way of addressing people.

او به خاطر روش مؤدبانه و باوقار صحبت کردن با مردم شناخته می شد.

they genteelly discussed their differences during the meeting.

آنها با احترام و ادب در طول جلسه در مورد اختلافات خود بحث کردند.

the genteelly decorated room created a warm atmosphere.

اتاق با دکوراسیون آراسته و باوقار فضایی گرم ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید