gestating

[ایالات متحده]/ˈdʒɛsteɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdʒɛsteɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرآیند حمل یا توسعه یک جنین یا نوزاد؛ عمل فرموله کردن یا توسعه یک ایده یا طرح

عبارات و ترکیب‌ها

gestating ideas

ایده‌پردازی

gestating plans

برنامه‌ریزی

gestating projects

اجرای طرح

gestating concepts

توسعه مفاهیم

gestating solutions

یافتن راه حل

gestating dreams

پرورش رویاها

gestating visions

شکل‌دهی به دیدگاه‌ها

gestating thoughts

توسعه افکار

gestating strategies

تدوین استراتژی

gestating innovations

توسعه نوآوری‌ها

جملات نمونه

the idea of a new project is still gestating in my mind.

ایده یک پروژه جدید هنوز در حال شکل‌گیری در ذهنم است.

she is gestating plans for a grand celebration.

او در حال برنامه‌ریزی برای یک جشن بزرگ است.

the concept is gestating and will be revealed soon.

این مفهوم در حال شکل‌گیری است و به زودی آشکار خواهد شد.

the team is gestating innovative solutions for the problem.

تیم در حال ارائه راه حل های نوآورانه برای این مشکل است.

new ideas are gestating in the minds of the researchers.

ایده های جدید در حال شکل گیری در ذهن محققان است.

he spent months gestating his novel before writing it down.

او ماه‌ها قبل از نوشتن آن، رمان خود را در ذهن پرورش داد.

they are gestating a strategy to improve customer satisfaction.

آنها در حال تدوین یک استراتژی برای بهبود رضایت مشتری هستند.

the company is gestating a new marketing campaign.

شرکت در حال پرورش یک کمپین بازاریابی جدید است.

she felt her creativity gestating during the quiet moments.

او در لحظات آرام، خلاقیت خود را در حال شکل‌گیری احساس کرد.

they are gestating a collaborative project with other organizations.

آنها در حال پرورش یک پروژه مشترک با سایر سازمان‌ها هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید