expectant

[ایالات متحده]/ɪk'spekt(ə)nt/
[بریتانیا]/ɪk'spɛktənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حال انتظار یا پیش بینی

عبارات و ترکیب‌ها

expectant mother

مادر منتظر

expectant father

پدر منتظر

expectant parents

والدین منتظر

جملات نمونه

an expectant look; an expectant hush.

نگاهی منتظرانه؛ سکوت منتظرانه

an expectant conference crowd.

جمعیت مشتاق کنفرانس.

the room hummed with an expectant murmur.

اتاق با زمزمه منتظرانه پر سر و صدا بود.

the night was percolating with an expectant energy.

شب با انرژی منتظرانه در حال جوش و خروش بود.

The indication of expectant treatment should be taken restrictively in slight cases.

نشانه‌های درمان منتظرانه باید به صورت محدود در موارد خفیف در نظر گرفته شود.

The expectant crowds waited for the king and his queen to pass.

جمعیت منتظر چشم انتظار عبور شاه و ملکه بودند.

Mother eyed Jim with an eager, expectant smile.

مادر با لبخندی مشتاقانه و منتظرانه به جیم نگاه کرد.

If no clinical effect is achieved after expectant treatment and extra-spinal diseases were excluded, exploratory operation inside canalis spinal should be employed.

اگر پس از درمان منتظرانه و حذف بیماری های خارج از ستون فقرات، اثری از اثرات بالینی حاصل نشود، باید عمل جراحی اکتشافی در داخل کانال نخاعی انجام شود.

Results 24 cases testicular adnexa were made orchidectomy by operations research,and 6 cases of them were made expectant treatment because of rejecting operation.

نتایج 24 مورد از ضمیمه بیضه با جراحی تحقیق و آزمایش، اورکیدکتومی انجام شد و 6 مورد از آنها به دلیل رد جراحی، درمان منتظرانه انجام شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید