gestural communication
ارتباطات حرکتی
She used gestural communication to express her emotions.
او برای بیان احساسات خود از ارتباطات حرکتی استفاده کرد.
The dancer's performance was full of gestural movements.
اجای حرکات رقصنده پر از حرکات نمایشی بود.
He has a gestural style of painting.
او سبک نقاشی نمایشی دارد.
The actor's gestural expressions were captivating.
عبارات نمایشی بازیگر بسیار جذاب بودند.
Gestural cues can convey a lot of information in nonverbal communication.
اشارات نمایشی میتوانند اطلاعات زیادی را در ارتباط غیرکلامی منتقل کنند.
The artist used gestural brushstrokes to create a sense of movement in the painting.
هنرمند از ضربات قلم موی نمایشی برای ایجاد حس حرکت در نقاشی استفاده کرد.
She has a natural talent for gestural acting.
او استعداد ذاتی برای بازیگری نمایشی دارد.
The conductor's gestural cues guided the orchestra through the complex piece.
اشارات نمایشی رهبر ارکستر را در طول قطعه پیچیده هدایت کرد.
Gestural interfaces are becoming more common in digital devices.
رابطهای کاربری نمایشی در دستگاههای دیجیتال رایجتر میشوند.
The speaker used gestural language to enhance the impact of her speech.
سخنرانی برای افزایش تاثیرگذاری سخنان خود از زبان حرکتی استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید