expressive

[ایالات متحده]/ɪkˈspresɪv/
[بریتانیا]/ɪkˈspresɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

Adj. توصیف کننده، نمایش دهنده، ارتباط دهنده

Adv. با بیان غنی

عبارات و ترکیب‌ها

expressive force

قدرت بیان

expressive function

کارکرد ابراز

جملات نمونه

a mobile, expressive face.

چهره‌ای پویا و بیانگر

a look expressive of great joy

نگاهی که بیانگر شادی فراوان است

words expressive of gratitude

کلماتی که بیانگر قدردانی است

actions expressive of frustration.

کنش‌هایی که بیانگر ناامیدی است.

A meaningful glance.See Synonyms at expressive

نگاهی معنی‌دار. برای یافتن مترادف‌ها به expressive مراجعه کنید.

a look eloquent with compassion.See Synonyms at expressive

نگاهی که با شفقت همراه بود. برای مترادف ها به بخش "بیانگر" مراجعه کنید.

he sang in a gentle, highly expressive croon.

او با حال و هوای ملایم و بسیار بیانگر آواز خواند.

the expressive part of his nature

بخشی بیانگر از طبیعت او

the spires are expressive of religious aspiration.

گنبدهای نمایانگر آرزوی مذهبی هستند.

his sculpture investigating pure form from which all expressive personalism was eliminated.

مجسمه‌سازی او که به بررسی فرم خالص می‌پرداخت که همه شخصی‌گرایی‌های بیانگر از آن حذف شده بود.

Marked tranquillo and expressive is a songful tune filled with romantic longing.

علامت‌گذاری شده با tranquillo و expressive، یک آهنگ غنایی پر از اشتیاق عاشقانه است.

A circle,as an ideal pure form,with its centripetalism and self-sufficiency,possesses a high degree of aesthetic value and expressive force.

یک دایره، به عنوان یک فرم خالص ایده‌آل، با centripetalism و خودکفایی خود، دارای درجه بالایی از ارزش زیبایی‌شناختی و نیروی بیانگر است.

Historical cost, current market value, current cost, netrealizable value and present value of future cash flow are concretive expressive forms of fair value.

هزینه تاریخی، ارزش بازار فعلی، هزینه فعلی، ارزش قابل تحقق خالص و ارزش فعلی جریان نقدی آینده، اشکال بیانگر ملموس ارزش منصفانه هستند.

Very expressive nose of exotic fruits like quince and nashi pears.Made from 100% Muscat grown in the centre of Spain.

بوی بسیار بیانگر میوه‌های استوایی مانند گلابی و هلو. از 100% Muscat تهیه شده که در مرکز اسپانیا رشد کرده است.

The criteria for woody ground cover plants were summarized as, low height, easy ramifying, strong adaptability, easy propagating, and good colony expressive force.

معیارهای گیاهان پوششی چوبی به شرح زیر خلاصه شد: ارتفاع کم، شاخه‌زایی آسان، سازگاری قوی، تکثیر آسان و قدرت بیان خوب کلونی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید