obtains permission
دریافت اجازه
obtains results
دریافت نتایج
obtains approval
دریافت تاییدیه
obtains information
دریافت اطلاعات
obtains access
دریافت دسترسی
obtains funding
دریافت بودجه
obtains consent
دریافت رضایت
obtains knowledge
دریافت دانش
obtains support
دریافت حمایت
obtains evidence
دریافت مدارک
she obtains a scholarship for her excellent grades.
او بورسی تحصیلی به دلیل نمرات عالی خود دریافت میکند.
the company obtains new clients through effective marketing.
شرکت از طریق بازاریابی موثر مشتریان جدید به دست میآورد.
he obtains valuable experience from his internship.
او تجربه ارزشمند از طریق کارآموزی خود به دست میآورد.
the researcher obtains significant results from the experiment.
محقق نتایج مهمی از آزمایش به دست میآورد.
they obtain permission to use the facility for training.
آنها اجازه استفاده از امکانات برای آموزش را به دست میآورند.
the student obtains knowledge through diligent study.
دانشجو از طریق مطالعه دقیق دانش به دست میآورد.
the artist obtains inspiration from nature.
هنرمند از طبیعت الهام میگیرد.
the team obtains funding for their new project.
تیم بودجه لازم برای پروژه جدید خود را به دست میآورد.
she obtains feedback to improve her presentation skills.
او بازخورد میگیرد تا مهارتهای ارائه خود را بهبود بخشد.
he obtains a license to operate the machinery.
او گواهی لازم برای کار با ماشینآلات را به دست میآورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید