obtains

[ایالات متحده]/əbˈteɪnz/
[بریتانیا]/əbˈteɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به دست آوردن یا کسب کردن؛ خریدن یا تأمین کردن چیزی؛ وجود داشتن یا مؤثر بودن (قوانین، آداب و رسوم و غیره)؛ رایج یا محبوب بودن

عبارات و ترکیب‌ها

obtains permission

دریافت اجازه

obtains results

دریافت نتایج

obtains approval

دریافت تاییدیه

obtains information

دریافت اطلاعات

obtains access

دریافت دسترسی

obtains funding

دریافت بودجه

obtains consent

دریافت رضایت

obtains knowledge

دریافت دانش

obtains support

دریافت حمایت

obtains evidence

دریافت مدارک

جملات نمونه

she obtains a scholarship for her excellent grades.

او بورسی تحصیلی به دلیل نمرات عالی خود دریافت می‌کند.

the company obtains new clients through effective marketing.

شرکت از طریق بازاریابی موثر مشتریان جدید به دست می‌آورد.

he obtains valuable experience from his internship.

او تجربه ارزشمند از طریق کارآموزی خود به دست می‌آورد.

the researcher obtains significant results from the experiment.

محقق نتایج مهمی از آزمایش به دست می‌آورد.

they obtain permission to use the facility for training.

آنها اجازه استفاده از امکانات برای آموزش را به دست می‌آورند.

the student obtains knowledge through diligent study.

دانشجو از طریق مطالعه دقیق دانش به دست می‌آورد.

the artist obtains inspiration from nature.

هنرمند از طبیعت الهام می‌گیرد.

the team obtains funding for their new project.

تیم بودجه لازم برای پروژه جدید خود را به دست می‌آورد.

she obtains feedback to improve her presentation skills.

او بازخورد می‌گیرد تا مهارت‌های ارائه خود را بهبود بخشد.

he obtains a license to operate the machinery.

او گواهی لازم برای کار با ماشین‌آلات را به دست می‌آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید