grind

[ایالات متحده]/ɡraɪnd/
[بریتانیا]/ɡraɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. خرد کردن یا پودر کردن توسط اصطکاک; آسیاب کردن برای صاف یا تیز کردن
vi. خرد کردن یا پودر کردن توسط اصطکاک; عذاب دادن
n. عمل آسیاب کردن; کار سخت

عبارات و ترکیب‌ها

grind coffee beans

آسیاب کردن دانه‌های قهوه

grind pepper

آسیاب کردن فلفل

grind teeth

دندان قُرچ کردن

grind metal

آسیاب کردن فلز

grind down

کاهش دادن

grind flour

آسیاب کردن آرد

daily grind

روزمرگی‌های طاقت‌فرسا

grind out

تولید کردن

grind up

آسیاب کردن

جملات نمونه

grind wheat into flour.

آسیاب کردن گندم به آرد

the crunch and grind of bulldozers.

خرد و صدای بلندی بولدوزرها

to grind wheat in a mill

آسیاب کردن گندم در آسیاب

grinding a pound of beef.

آسیاب کردن یک پوند گوشت

the grinding roar of the lorries.

غرش خردکن کامیون ها

grind balls for bearings

تهیه گلوله برای بلبرینگ

grind away at English studies

سعی کردن در رشته مطالعات انگلیسی

This wheat grinds well.

این گندم خوب آسیاب می شود.

grinding for a test; grinding away at housework.

آسیاب کردن برای یک آزمون؛ خسته کننده بودن کارهای خانه

The grinder was powered by a windmill.

آسیاب توسط یک آسیاب بادی کار می کرد.

The factory grinds out a uniform product.

کارخانه یک محصول یکنواخت تولید می کند.

a train grinding along rusty rails.

یک قطار که در امتداد ریل های زنگ زده به آرامی حرکت می کند.

the old mill was grinding again.

آسیاب قدیمی دوباره در حال کار بود.

she was grinding a coffee mill.

او یک آسیاب قهوه را آسیاب می کرد.

the truck was grinding slowly up the hill.

کامیون به آرامی در حال بالا رفتن از تپه بود.

the slow grind of the US legal system.

آسیاب کند سیستم حقوقی ایالات متحده.

the rail talks grind on.

گفتگوهای ریلی ادامه دارد.

نمونه‌های واقعی

We have separate areas for welding, grinding and sawing.

ما مناطق جداگانه‌ای برای جوشکاری، سنگ‌زنی و برش‌کاری داریم.

منبع: Longman Office Workers' Daily Professional Technical English

This city would grind to a halt.

این شهر متوقف خواهد شد.

منبع: Modern Family - Season 03

I bought a grind and brew coffee master.

من یک دستگاه قهوه ساز آسیاب و دم آوردی خریدم.

منبع: Desperate Housewives Season 7

If that happens, the economy would really grind to a halt.

اگر این اتفاق بیفتد، اقتصاد واقعاً متوقف خواهد شد.

منبع: NPR News June 2015 Compilation

Come on, let's put our grind to the nose stone.

بیا، بیایید تلاش خود را به سنگ بینی بیاوریم.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

The mill grinds corn into meal and wheat into flour.

آسیاب ذرت را به آرد و گندم را به آرد تبدیل می‌کند.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

Bank robbery was good, consistent work but also kind of a grind.

سرقت از بانک کار خوب و مداوم بود اما تا حدودی خسته کننده بود.

منبع: Business Weekly

So you grind your espresso nice and fine.

بنابراین شما قهوه اسپرسوی خود را به خوبی و با دقت آسیاب می‌کنید.

منبع: Coffee Tasting Guide

Did you play hardball? Did you grind him?

آیا بازی سخت انجام دادی؟ آیا او را خسته کردی؟

منبع: Desperate Housewives Season 7

The 500-year-old mill is normally a museum, only grinding small quantities of flour for visitors.

آسیاب 500 ساله معمولاً یک موزه است و فقط مقادیر کمی آرد برای بازدیدکنندگان آسیاب می‌کند.

منبع: PBS Interview Social Series

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید