grate

[ایالات متحده]/ɡreɪt/
[بریتانیا]/ɡreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. نصب یک شبکه بر روی؛
vi. ایجاد یک صدای اصطکاک؛
n. شومینه؛ شبکه.

عبارات و ترکیب‌ها

grate cheese

رنده کردن پنیر

grate vegetables

رنده کردن سبزیجات

grate ginger

رنده کردن زنجبیل

fire grate

نرده آتش

جملات نمونه

the grate of a key in a lock.

صدای سایش کلید در قفل

peel and roughly grate the carrots.

هویج ها را پوست بگیرید و به صورت ناخالص رنده کنید.

a noise that grates on one's nerves.

صدایی که اعصاب را به هم می‌ریزد.

grated her teeth in anger.

دندان‌هایش را از خشم کنار هم فشار داد.

a teaspoon of freshly grated nutmeg

یک قاشق چایخوری جوز هندی تازه رنده شده.

his helmet grated against the top of the door.

کلاه ایمنی او در قسمت بالای در ساییده شد.

he had a juvenile streak which grated on her nerves.

او رفتاری داشت که اعصاب او را به هم می‌ریخت.

The nails in his boots grated on the stones.

میخ‌های چکمه‌هایش روی سنگ‌ها ساییده می‌شد.

They crouched over the grate with a flashlight, searching for the lost gem.

آنها با چراغ قوه روی دریچه خم شدند و به دنبال سنگ قیمتی گمشده می‌گشتند.

Mix the chicken meat with half of the bechamel sauce and season with grated nutmeg, salt and pepper.

گوشت مرغ را با نصف سس بشامل مخلوط کرده و با جوز هندی رنده شده، نمک و فلفل مزه‌دار کنید.

The grit beneath her soles grated harshly on the wooden deck.

غبار زیر کفش‌هایش به سختی روی عرشه چوبی ساییده می‌شد.

The fire in the grate looked impish-demoniacally funny, as if it did not care in the least about her strait.

آتش در شومینه به نظر شیطانی و خنده‌دار می‌رسید، گویی اصلاً به وضعیت او اهمیتی نمی‌داد.

diced lobster mixed with Mornay sauce placed back in the shell and sprinkled with grated cheese and browned.

لاک پشتی خرد شده مخلوط با سس Mornay دوباره در پوسته قرار داده شده و با پنیر رنده شده پوشانده و سرخ شده است.

He is methodical as he arranges the first course of perfectly done green asparagus with chervil remoulade, generously dusting the plate with freshly grated orange and lemon peel.

او با دقت و روش‌مندی اولین غذای مارچوبه سبز عالی را با رملود چرویل مرتب می‌کند و به سخاوت با پوست پرتقال و لیمو رنده شده تازه روی بشقاب می‌پاشد.

نمونه‌های واقعی

" We hoped you'd only gone one grate too far. "

ما امیدوار بودیم که شما فقط یک درجه خیلی دور رفته باشید.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

Oh, perhaps you do, but my recipe specifies fresh grated.

اوه، شاید اینطور باشد، اما دستور العمل من استفاده از رنده شده تازه را مشخص می کند.

منبع: Desperate Housewives Season 5

Then he and MJ dropped through the hole, and Peter replaced the grate.

سپس او و MJ از سوراخ پایین آمدند و پیتر نرده را جایگزین کرد.

منبع: Spider-Man: No Way Home

I read an article recently, they were saying that Australian accents grate on them.

من اخیراً مقاله‌ای خواندم، آنها می‌گفتند که لهجه‌های استرالیایی برایشان آزاردهنده است.

منبع: English Accent Showdown

But they're a dissonant combo that's particularly grating to many Western ears.

اما آنها ترکیبی نامطبق هستند که به طور خاص برای بسیاری از گوش های غربی آزاردهنده است.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American July 2020 Collection

The grate at the sally port.

نرده در دروازه سَلی.

منبع: Prison Break Season 1

Then there's a steel grate behind that door that requires another key to open.

سپس یک نرده فولادی پشت آن در وجود دارد که برای باز کردن به کلید دیگری نیاز دارد.

منبع: Realm of Legends

You jump up and try to reach the grate, but it's just out of reach.

شما بالا می پرید و سعی می کنید به نرده برسید، اما فقط از دسترس خارج است.

منبع: Graphic Information Show

It grates on those who can't handle it themselves.

این موضوع برای کسانی که نمی توانند با آن کنار بیایند آزاردهنده است.

منبع: A man named Ove decides to die.

Top with pepper and grated Parmesan cheese.

با فلفل و پنیر پارمسان رنده شده بپوشانید.

منبع: Healthy little secrets

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید