coastal area
منطقه ساحلی
coastline
خط ساحلی
east coast
ساحل شرقی
west coast
ساحل غربی
off the coast
در امتداد ساحل
along the coast
در امتداد ساحل
ivory coast
ساحل عاج
pacific coast
ساحل اقیانوس آرام
coast guard
گارد ساحلی
gold coast
ساحل طلایی
on the coast
در امتداد ساحل
coast to coast
از ساحل تا ساحل
gulf coast
ساحل خلیج
sea coast
ساحل دریا
coast line
خط ساحلی
rocky coast
ساحل صخره ای
sunshine coast
ساحل آفتابی
the Atlantic coast of Europe.
ساحل اطلس اروپا
the length of the coast track.
طول مسیر ساحلی
an irregular coast line
خط ساحلی نامنظم
the trend of a coast-line
روند یک خط ساحلی
a coast-to-coast flight; coast-to-coast sports coverage on TV.
یک پرواز از ساحل تا ساحل؛ پوشش ورزشی از ساحل تا ساحل در تلویزیون
The coast is slowly eroding.
ساحل به آرامی در حال فرسایش است.
the west coast of Africa.
ساحل غربی آفریقا
an island off the coast of southeast
جزیرهای در سواحل جنوب شرقی
a village on the Mediterranean coast
دهکدهای در ساحل مدیترانه
they were coasting down a long hill.
آنها در حال پایین آمدن از یک تپه طولانی بودند.
Colchester coasted to victory.
کلچستر به پیروزی رسید.
a summer idyll on the coast of France.
یک خیالپردازی تابستانی در سواحل فرانسه
they raised the low coast by evening.
آنها ساحل پایین را تا شب بالا بردند.
a terrific roller coaster of a book.
یک کتاب هیجان انگیز مانند یک قطار کوهستانی
they were tootling along the coast road.
آنها در امتداد جاده ساحلی با سرعت کم رانندگی می کردند.
You can coast downhill on a bicycle.
میتوانید با دوچرخه به سمت پایین سر خورد.
a little out-of-the-way place on the coast
یک مکان کمی دورافتاده در ساحل
coastal area
منطقه ساحلی
coastline
خط ساحلی
east coast
ساحل شرقی
west coast
ساحل غربی
off the coast
در امتداد ساحل
along the coast
در امتداد ساحل
ivory coast
ساحل عاج
pacific coast
ساحل اقیانوس آرام
coast guard
گارد ساحلی
gold coast
ساحل طلایی
on the coast
در امتداد ساحل
coast to coast
از ساحل تا ساحل
gulf coast
ساحل خلیج
sea coast
ساحل دریا
coast line
خط ساحلی
rocky coast
ساحل صخره ای
sunshine coast
ساحل آفتابی
the Atlantic coast of Europe.
ساحل اطلس اروپا
the length of the coast track.
طول مسیر ساحلی
an irregular coast line
خط ساحلی نامنظم
the trend of a coast-line
روند یک خط ساحلی
a coast-to-coast flight; coast-to-coast sports coverage on TV.
یک پرواز از ساحل تا ساحل؛ پوشش ورزشی از ساحل تا ساحل در تلویزیون
The coast is slowly eroding.
ساحل به آرامی در حال فرسایش است.
the west coast of Africa.
ساحل غربی آفریقا
an island off the coast of southeast
جزیرهای در سواحل جنوب شرقی
a village on the Mediterranean coast
دهکدهای در ساحل مدیترانه
they were coasting down a long hill.
آنها در حال پایین آمدن از یک تپه طولانی بودند.
Colchester coasted to victory.
کلچستر به پیروزی رسید.
a summer idyll on the coast of France.
یک خیالپردازی تابستانی در سواحل فرانسه
they raised the low coast by evening.
آنها ساحل پایین را تا شب بالا بردند.
a terrific roller coaster of a book.
یک کتاب هیجان انگیز مانند یک قطار کوهستانی
they were tootling along the coast road.
آنها در امتداد جاده ساحلی با سرعت کم رانندگی می کردند.
You can coast downhill on a bicycle.
میتوانید با دوچرخه به سمت پایین سر خورد.
a little out-of-the-way place on the coast
یک مکان کمی دورافتاده در ساحل
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید