gift hamper
جعبه هدیه
their work is hampered by lack of funds.
کار آنها به دلیل کمبود بودجه مختل شده است.
be hamper ed by poverty
به دلیل فقر دچار اختلال شود
The snow hampered my movements.
برف مانع از حرکت من شد.
a swimmer hampered by clothing;
شناگری که توسط لباسها دچار مشکل شده است;
your academic record; hampered by a police record.
سابقه تحصیلی شما؛ به دلیل سابقه پلیس، دچار اختلال است.
The search was hampered by appalling weather conditions.
جستجو به دلیل شرایط آب و هوای وحشتناک مختل شد.
A suit and an overcoat hampered the efforts of the accident victim to swim to safety.
لباس و بارانی مانع از تلاش قربانی حادثه برای شنا کردن به سمت امنیت شد.
negotiations were hampered by an ‘us and them’ attitude between management and unions.
مذاکرات به دلیل نگرش 'ما و آنها' بین مدیریت و اتحادیه ها مختل شد.
Lactide is the midbody for the preparation of poly(lactic acid), the ratio of lactic acid to lactide is low and hamper the extensive application of PLA.
لاکتید ماده میانی برای تهیه پلی (اسید لاکتیک) است، نسبت اسید لاکتیک به لاکتید کم است و مانع از کاربرد گسترده PLA می شود.
Prejudice sometimes hampers a person from doing the right thing.
تعصب گاهی اوقات مانع از انجام کار درست توسط یک فرد می شود.
What is to hinder you from trying? Tohamper is to hinder by or as if by fastening or entangling:
چه چیزی شما را از تلاش باز میدارد؟ Tohamper به معنای جلوگیری یا به دام انداختن است:
She was hampered by ill health in building up her business. Toimpede is to slow by making action or movement difficult:
بیماری او باعث شد نتواند کسب و کار خود را توسعه دهد. به معنای کند کردن با دشوار کردن اقدام یا حرکت است:
Bad weather has been hampering their work.
شرایط آب و هوای نامساعد، کار آنها را مختل کرده است.
منبع: CRI Online June 2015 CollectionStrong winds have been hampering rescue efforts.
وزش بادهای شدید، تلاش های امداد و نجات را مختل کرده است.
منبع: BBC Listening Collection August 2022The search and rescue effort is being hampered by power cuts.
تلاش های جستجو و نجات به دلیل قطع برق مختل شده است.
منبع: BBC World HeadlinesThe recovery operation has been hampered by strong currents and bad weather.
عملیات بازیابی به دلیل جریان های قوی و شرایط آب و هوای نامساعد مختل شده است.
منبع: BBC Listening Collection August 2023However, gales and heavy rains are said to be hampering the effort.
با این حال، گفته می شود که وزش بادهای شدید و باران های شدید تلاش ها را مختل کرده است.
منبع: CRI Online June 2015 CollectionCould you put your underwear in the hamper?
آیا می توانید لباس زیر خود را در سبد لباس قرار دهید؟
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2Recovery elsewhere inBritain's economy may also hamper the growth of regional tourism.
بهبود در سایر نقاط اقتصاد بریتانیا ممکن است رشد گردشگری منطقه ای را نیز مختل کند.
منبع: The Economist (Summary)Damage, however, to roads and rainy weather conditions are hampering the rescue efforts.
با این حال، آسیب به جاده ها و شرایط آب و هوای بارانی، تلاش های امداد و نجات را مختل کرده است.
منبع: CRI Online April 2013 CollectionMore than anything, the historians say, the founders were hampered by the culture of their time.
بیشتر از هر چیز، مورخان می گویند، بنیانگذاران به دلیل فرهنگ زمان خود محدود شده بودند.
منبع: Past exam papers of the English reading section for the postgraduate entrance examination (English I).Relief operations have been hampered by a ban on women working with aid agencies.
عملیات امدادی به دلیل ممنوعیت از زنان برای کار با سازمان های امدادی مختل شده است.
منبع: BBC Listening January 2023 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید