clothes

[ایالات متحده]/kləʊðz/
[بریتانیا]/kloʊðz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوشاک، لباس

عبارات و ترکیب‌ها

clothes rack

قفسه لباس

clothes shop

فروشگاه لباس

clothes hanger

آویز لباس

clothes dryer

خشک‌کن لباس

clothes line

سیم لباس

clothes horse

میخک زن لباس

clothes tree

درخت لباس

clothes and fashion

لباس و مد

جملات نمونه

The clothes are steeping.

لباس ها در حال خیس شدن هستند.

clothes sodden with rain

لباس‌های خیسیده از باران

their clothes were pure Hollywood.

لباس‌های آنها کاملاً هالیوودی بود.

my clothes are in holes.

لباس‌های من پر از سوراخ هستند.

clothes with real style and individuality.

لباس‌هایی با سبک و شخصیت واقعی.

these clothes could do with a press.

این لباس‌ها نیاز به اتو دارند.

Clothes make the man.

لباس مرد را نشان می‌دهد.

ram one's clothes into a trunk

لباس‌ها را در صندوقی جا کنید.

Off with your clothes!

لباس‌هایت را در بیاور!

give the clothes an airing

لباس‌ها را در معرض هوا قرار دهید.

Take a change of clothes with you.

یک دست لباس اضافه با خودت ببر.

Take your clothes to the cleaner.

لباس‌هایتان را به خشک‌شویی ببرید.

Put your clothes on.

لباس‌هایت را بپوش.

Your clothes are all messed.

لباس‌هایت همه بهم ریخته‌اند.

put one's clothes on anyhow

لباس‌ها را به هر حالتی بپوش.

Give the clothes a good boil.

لباس‌ها را به خوبی بجوشانید.

Your clothes fit well.

لباس‌هایتان خوب اندازه است.

The boy's clothes are all messed.

لباس‌های پسر همه بهم ریخته‌اند.

Warm clothes are a must in the mountains.

لباس گرم در کوه‌ها ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید