heaver

[ایالات متحده]/'hiːvə/
[بریتانیا]/'hiːvər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که بلند می‌کند یا حمل می‌کند؛ فرد یا دستگاهی که بلند می‌کند؛ باربر یا اهرم

عبارات و ترکیب‌ها

heavy heaver

سنگین‌تر سنگین‌تر

heaver lift

بالقوه بلند کردن

heaver beam

بار سنگین

heaver tool

ابزار سنگین

heaver block

بلوک سنگین

heaver chain

زنجیر سنگین

heaver strap

بند سنگین

heaver rope

طناب سنگین

heaver gear

قطعات سنگین

heaver system

سیستم سنگین

جملات نمونه

heaver than i expected, the box was difficult to lift.

از آنچه انتظار داشتم سنگین‌تر بود، بلند کردن جعبه سخت بود.

the heaver the load, the more effort it takes to move it.

هر چه بار سنگین‌تر باشد، جابجایی آن بیشتر تلاش می‌برد.

she felt heaver with each passing day of the project.

با گذشت هر روز از پروژه، احساس سنگینی بیشتری می‌کرد.

the heaver the rain, the more likely the event will be canceled.

هر چه باران سنگین‌تر باشد، احتمال لغو رویداد بیشتر است.

his backpack was heaver than usual after packing for the trip.

کوله پشتی او پس از بسته‌بندی برای سفر، از حد معمول سنگین‌تر بود.

the heaver the traffic, the longer the commute.

هر چه ترافیک سنگین‌تر باشد، رفت و آمد طولانی‌تر است.

she felt heaver with the weight of responsibility on her shoulders.

او با سنگینی مسئولیت روی شانه‌هایش احساس سنگینی می‌کرد.

the heaver the workload, the more stress employees experience.

هر چه حجم کاری سنگین‌تر باشد، کارمندان بیشتر دچار استرس می‌شوند.

he noticed the heaver the snowfall, the more beautiful the landscape.

او متوجه شد که هر چه برف سنگین‌تر باشد، منظره زیباتر است.

the heaver the equipment, the more care is needed during transport.

هر چه تجهیزات سنگین‌تر باشد، در هنگام حمل و نقل بیشتر مراقبت لازم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید