lower

[ایالات متحده]/ˈləʊə(r)/
[بریتانیا]/ˈloʊər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پایین در موقعیت، رتبه، یا ارزش
vt. & vi. کمتر کردن یا کمتر شدن در مقدار، درجه، یا کیفیت
vt. تضعیف کردن یا کاهش دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

lower level

طبقه پایین

lower price

قیمت پایین‌تر

lower ranking

رتبه پایین‌تر

lower risk

ریسک کمتر

lower oneself

خود را پایین بیاورد

lower limb

اندام تحتانی

lower end

پایین‌ترین حد

lower limit

حداقل حد

lower extremity

اندام تحتانی

lower bound

حد پایین

lower back

پشت‌کمر

lower house

مجلس پایین

lower down

به پایین‌تر

lower jaw

فک پایین

lower leg

ساق پا

lower abdomen

شکم پایین

lower layer

لایه پایین‌تر

lower surface

سطح پایین‌تر

lower class

طبقه پایین‌تر

lower lip

لب پایین

lower reach

دامنه پایین‌تر

lower case

حروف کوچک

جملات نمونه

the lower of thunderheads.

پایین‌تر از توده‌های رعد و برق

lower the rent of a house

اجاره خانه را کاهش دهید

a cry for lower taxes

فریاد برای مالیات کمتر

The lower jaw is movable.

چانه پایین قابل حرکت است.

The sun lowers in the west.

خورشید در غرب پایین می‌رود.

The lower deck is afloat.

عرشه پایین شناور است.

the area of articulation of the lower jaw.

منطقه تلفظ فک پایین.

lowering at the rambunctious child;

نگاه کردن به کودک پر سر و صدا;

members of the lower castes.

اعضای طبقات پایین.

the lowered third degree of the scale.

درجه سوم کاهش یافته از گام.

homebuyers at the lower end of the market.

خریداران خانه در انتهای پایین بازار.

the coffin was lowered into the grave.

تابوت به داخل قبر فرود آمد.

نمونه‌های واقعی

Watch out if your guard is lowered.

مراقب باشید اگر مراقبتی شما پایین باشد.

منبع: CNN 10 Student English May 2020 Collection

Despite lower gas prices and lower unemployment recently, retail sales have lagged.

با وجود کاهش قیمت بنزین و کاهش اخیر بیکاری، فروش خرده فروشی عقب مانده است.

منبع: CNN Selected December 2015 Collection

They have lower job turnover. They have lower levels of attrition.

آنها گردش کار کمتری دارند. آنها سطح خروج کمتری دارند.

منبع: TED Talks (Video Version) September 2015 Collection

You... you said if it goes any lower.

شما... شما گفتید اگر پایین تر برود.

منبع: Desperate Housewives Season 7

Lighting, low. Position on the wall, even lower.

نورپردازی، کم. موقعیت روی دیوار، حتی پایین تر.

منبع: The Power of Art - Mark Rothko

Every syllable takes me one step lower or higher.

هر هجا مرا یک قدم پایین تر یا بالاتر می برد.

منبع: Learn American pronunciation with Hadar.

The cost of attending a community college is lower.

هزینه رفتن به یک کالج محلی کمتر است.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

And all this ends up lowering the cellular pH.

و همه اینها در نهایت باعث کاهش pH سلولی می شود.

منبع: Osmosis - Urinary

Studies show that green tea lowers general anxiety and relaxes your nervous mind.

مطالعات نشان می دهد که چای سبز اضطراب عمومی را کاهش می دهد و ذهن عصبی شما را آرام می کند.

منبع: Science in Life

Tests have shown that it lowers our blood pressure.

آزمایشات نشان داده اند که فشار خون ما را کاهش می دهد.

منبع: "BBC Documentary: The Secret Life of Puppies"

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید