hit

[ایالات متحده]/hɪt/
[بریتانیا]/hɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. حمله کردن; برخورد کردن; ضربه زدن; به طور تصادفی کشف کردن
vi. ضربه زدن; مشت زدن; برخورد کردن
n. یک ضربه; یک موفقیت; کنایه.

عبارات و ترکیب‌ها

hit the ball

زدن توپ

hit the target

هدف را بزن

hit the road

به راه بیا

hit it off

با هم خوب شوند

hit hard

سخت ضربه بزن

hit on

به طور اتفاقی پیدا کردن

hit the mark

هدف را بزن

hit the spot

درست به هدف خوردن

hit the headlines

تیتر اخبار شود

hit the books

به مطالعه کردن

hit back

جواب بده

hit out

به شدت حمله کردن

hard hit

ضربه سختی

hit rate

نرخ موفقیت

big hit

محبوبیت زیاد

hit upon

به طور اتفاقی پیدا کردن

direct hit

ضربه مستقیم

hit the skids

از کنترل خارج شدن

hit rating

امتیاز موفقیت

hit off

با هم خوب شوند

جملات نمونه

a hit at sb.

ضربه به کسی

they hit the ground with a flop.

آنها با یک صدای افتادن روی زمین فرود آمدند.

The car hit the guardrail.

ماشین به نرده برخورد کرد.

can't hit a slider.

نمی تواند یک اسلاید را بزند.

a car hit the barrier.

ماشین به مانع برخورد کرد.

a terrorist hit list.

لیست هدف تروریستی

the tractor hit an obstruction.

تراکتور به یک مانع برخورد کرد.

hit sb. smack in the face

به صورت کسی با شدت برخورد کنید

hit sb. slick in the eye

به چشمان کسی با مهارت برخورد کنید

a smash hit on Broadway.

یک موفقیت بزرگ در برادوی.

She hit the nail with a sledgehammer.

او میخ را با یک چکش ضربه زد.

we hit it off A-OK.

ما خیلی خوب با هم کنار آمدیم.

he hit the ball with authority.

او توپ را با اقتدار زد.

Ellwood hit him backhanded.

ال‌وود او را با ضربه دستکشی زد.

the icy blast hit them.

باد یخی آن‌ها را زد.

a deluge of rain hit the plains.

باران شدید به دشت‌ها زد.

hit the return key by mistake.

به طور تصادفی کلید بازگشت را فشار دهید.

couldn't hit the jump shot.

نمی توانست شوت پرشی را بزند.

نمونه‌های واقعی

That's probably because your steak hit the microwave before it hit your plate.

احتمالا به این دلیل است که استیک شما قبل از رسیدن به بشقاب در مایکروویو قرار گرفته است.

منبع: Popular Science Essays

You didn't hit on her. She hit on you.

شما به او ابراز علاقه نکردید. او به شما ابراز علاقه کرد.

منبع: Modern Family Season 6

Keep going! Hit 40! - He'll never hit 40.

ادامه بده! به 40 برسان! - او هرگز به 40 نخواهد رسید.

منبع: Kung Fu Panda 2

Does the response wait until it hits some threshold?

آیا پاسخ تا رسیدن به یک آستانه منتظر می‌ماند؟

منبع: Science in 60 Seconds March 2017 Collection

Go away before I really hit you.

برو بیرون قبل از اینکه درست حسابی بزنتت.

منبع: Aesop's Fables for Children

Meteoroids become meteors when they enter our atmosphere and meteorites when they hit the ground.

شهاب‌سنگ‌ها وقتی وارد جو ما می‌شوند به شهاب تبدیل می‌شوند و وقتی به زمین برخورد می‌کنند به سنگ فضایی تبدیل می‌شوند.

منبع: CNN Listening Compilation August 2020

Government apartment complex is especially hard hit.

مجتمع آپارتمانی دولتی به ویژه به شدت آسیب دیده است.

منبع: BBC Listening Collection December 2015

It was like I hit the jackpot.

انگار برنده جایزه بزرگ شدم.

منبع: Women's power

Introduced two years ago, the policy has proved a huge hit.

این سیاست که دو سال پیش معرفی شد، بسیار موفقیت‌آمیز بوده است.

منبع: Past years' college entrance examination listening comprehension (local papers)

What happens when sugar hits your tongue?

وقتی شکر به زبان شما برخورد می‌کند چه اتفاقی می‌افتد؟

منبع: 21 Days of Intensive Listening to TED-Ed Bilingual Fun Science Popularization

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید