dodge

[ایالات متحده]/dɒdʒ/
[بریتانیا]/dɑːdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. و vi. با یک حرکت ناگهانی و سریع فرار کردن یا اجتناب کردن
vt. (یک وظیفه یا مسئولیت) را با حقه بازی اجتناب کردن
n. یک طرح یا حقه هوشمندانه

عبارات و ترکیب‌ها

dodge the question

اجتناب از پاسخ دادن

dodge a bullet

از خطر دور شدن

dodge responsibility

اجتناب از مسئولیت

جملات نمونه

Adam dodged between the cars.

آدام بین ماشین‌ها جاخالی داد.

marchers had to dodge a fusillade of missiles.

راهپیمایان مجبور شدند از آتش سنگرها جاخالی بگیرند.

The dodge was coopered by the police.

اجتناب توسط پلیس مسدود شد.

The child dodged through the crowd.

کودک از میان جمعیت جاخالی داد.

marchers had to dodge missiles thrown by loyalists.

راهپیمایان مجبور شدند از موشک‌هایی که توسط وفاداران پرتاب شده بود، جاخالی بگیرند.

I dodged herds of joggers and cyclists.

من از گله‌ای از دویدنندگان و دوچرخه‌سواران جاخالی دادم.

there was Dodge, her semblable, her conspirator.

درج، هم‌نسل او، همدست او بود.

He dodged the book that I threw at him.

او از کتابی که به سمتش پرتاب کردم جاخالی داد.

Whatever you do, work hard at it and don't try to dodge the column.

هر کاری که انجام می‌دهید، سخت کار کنید و سعی نکنید از ستون جاخالی بگیرید.

A dodge behind a tree kept her from being run over.

جاخالی گرفتن پشت یک درخت از زیر چرخ رفتن او جلوگیری کرد.

He dodged cleverly when she threw her sabot at him.

او با مهارت از پرتاب شدن صندل به سمتش جاخالی کشید.

He dodged cleverly when she threw her shoe at him.

او با مهارت از پرتاب شدن کفش به سمتش جاخالی کشید.

Agility :- A good way to boost our avoidance, agility provides the most efficient means to boost our dodge rate but is hard to itemise for.

چابکی: - راه خوبی برای افزایش اجتناب ما، چابکی کارآمدترین راه برای افزایش نرخ جاخالی ما است، اما سخت است که برای آن آیتم بندی شود.

Dodge, hide behind shelves, throw cans and make “risqué” displays with shop dummies to become the Shop Raider.

درجا بمانید، پشت قفسه‌ها پنهان شوید، قوطی‌ها را پرتاب کنید و با استفاده از مانکن‌های فروشگاه نمایش‌های “غیراخلاقی” ایجاد کنید تا به غارتگر فروشگاه تبدیل شوید.

He tried all sorts of dodges to avoid being called up.

او سعی کرد از انواع جاخالی‌ها برای جلوگیری از فراخوان استفاده کند.

Close up, the workmanship that went into each ripple and shadowy layer of tulle was inimitably precious, yet somehow the designers successfully dodged the hazard of veering into overdone froufrou.

از نزدیک، مهارت و هنر به کار رفته در هر چین و لایه سایه‌دار تور، به طرز غیرقابل تقلیدی گران‌بها بود، با این حال، طراحان به نوعی به طور موفقیت‌آمیزی از خطر لبه‌دار شدن و استفاده بیش از حد از تزئینات دکوری جلوگیری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید