humbly

[ایالات متحده]/'hʌmbli/
[بریتانیا]/ˈh ʌmblɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با تواضع; با فروتنی; به شیوه‌ای humble

جملات نمونه

walk humbly with your God.

با خداى خود با تواضع راه بروید.

I do apologize most humbly.

من با نهایت تواضع عذرخواهی می‌کنم.

We humbly beg Your Majesty to show mercy.

ما متواضعانه از والاحضرت تقاضا می‌کنیم که لطف فرمایید.

The cloud stood humbly in a corner of the sky. The morning crowner it with splendour.

ابر متواضعانه در گوشه‌ای از آسمان ایستاده بود. صبح آن را با شکوه آذین کرد.

I humbly ask for your forgiveness.

من متواضعانه از شما طلب بخشش می‌کنم.

She humbly accepted the award.

او متواضعانه جایزه را پذیرفت.

He humbly thanked his supporters.

او متواضعانه از حامیانش تشکر کرد.

They humbly requested assistance.

آنها متواضعانه درخواست کمک کردند.

The leader humbly admitted his mistakes.

رهبر متواضعانه اشتباهات خود را پذیرفت.

She humbly offered her help.

او متواضعانه کمک خود را پیشنهاد کرد.

He humbly acknowledged his limitations.

او متواضعانه محدودیت‌های خود را پذیرفت.

They humbly approached the challenge.

آنها متواضعانه با چالش روبرو شدند.

The team humbly accepted defeat.

تیم متواضعانه شکست را پذیرفت.

She humbly requested feedback on her performance.

او متواضعانه درخواست بازخورد در مورد عملکرد خود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید