imbibe

[ایالات متحده]/ɪmˈbaɪb/
[بریتانیا]/ɪmˈbaɪb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. نوشیدن; جذب کردن; پذیرش; استنشاق کردن

عبارات و ترکیب‌ها

imbibe knowledge

کسب دانش

جملات نمونه

She loves to imbibe a glass of wine after work.

او عاشق نوشیدن یک لیوان شراب بعد از کار است.

It's important to imbibe knowledge from various sources.

مهم است که دانش را از منابع مختلف کسب کنید.

He tends to imbibe unhealthy habits from his friends.

او معمولاً عادت های ناسالم را از دوستانش تقلید می کند.

Some people imbibe caffeine to stay awake.

برخی افراد برای هوشیار ماندن کافئین مصرف می کنند.

Students should imbibe the values of honesty and integrity.

دانشجویان باید ارزش های صداقت و یکپارچگی را در خود جای دهند.

She likes to imbibe the culture of different countries through traveling.

او از طریق سفر کردن، فرهنگ کشورهای مختلف را در خود جای می دهد.

It's important to imbibe the importance of teamwork in a professional setting.

مهم است که اهمیت کار گروهی را در محیط حرفه ای در خود جای دهید.

He tends to imbibe the latest fashion trends.

او معمولاً آخرین روند های مد را تقلید می کند.

Many people imbibe unhealthy eating habits from their parents.

بسیاری از مردم عادت های غذایی ناسالم را از والدین خود تقلید می کنند.

She likes to imbibe the beauty of nature through hiking.

او از طریق پیاده روی، زیبایی طبیعت را در خود جای می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید