quaff a drink
نوشیدن با ولع
quaffing beer
نوشیدن با ولع آبجو
quaffing wine
نوشیدن با ولع شراب
quaffed the ale with gusto.
آل را با اشتیاق نوشید.
quaffed from the spring.
نوشیدنی از چشمه
Quaff, oh quaff this kind nepenthe, and forget this lost Lenore!'
به نوشید، ای نوشید این نوع نپنت، و این لِنور گمشده را فراموش کنید!
Let me quaff this kind Nepenthe and forget this lost Lenore!"
اجازه دهید من این نوع نپنت را بنوشم و این لِنور گمشده را فراموش کنم!
The clubbable, whisky-quaffing, poodle-cuddling Mr Musharraf is no fundamentalist.
آقای مشرف، که فردی خوشگذران، نوشیدنیخور و نوازنده سگ پودل است، یک بنیادگرای افراطی نیست.
Cacique unplugged tampion, in the cup in everybody flood one dock-glass wine, when groups of big quaff, discover however drink those who go down is clear water.
کاکیک تامیون غیرفعال شده، در فنجان در هر کسی سیل یک بطری شراب اسکله، وقتی گروه های بزرگ نوشیدنی، کشف می کنند با این حال نوشیدن کسانی که پایین می روند آب زنده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید