refrain

[ایالات متحده]/rɪˈfreɪn/
[بریتانیا]/rɪˈfreɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. خود را محدود کردن; اجتناب کردن; خودکنترلی را اعمال کردن
n. گروه کر; تکرار

عبارات و ترکیب‌ها

refrain from

خودداری کردن از

جملات نمونه

cannot refrain from laughing

نمي‌توانم از خنديدن خودداري کنم

forbear replying.See Synonyms at refrain 1

از پاسخ دادن خودداری کنید. برای یافتن مترادف‌ها به خودداری نگاه کنید 1

she refrained from comment.

او از اظهار نظر خودداري کرد

abstain from traditional political rhetoric.See Synonyms at refrain 1

خودداری از سخنان سیاسی سنتی.برای مترادف ها به خودداری 1 مراجعه کنید.

Please refrain from smoking during the performance.

لطفا در طول اجرا از استعمال دخانیوت خودداری کنید

Presenters and recipients at the next Academy Awards would be advised to refrain from rambling thank-you and unentertaining political proclamations.

به ارائه دهندگان و دریافت کنندگان در مراسم اهدای جوایز آکادمی بعدی توصیه می شود از تشکر طولانی و اعلامیه های سیاسی غیر سرگرم کننده خودداری کنند.

From Alexander the grammarian, to refrain from fault-finding, and not in a reproachful way to chide those who uttered any barbarous or solecistic or strange-sounding expression;

از الکساندر دستور زبان، از خودداری از یافتن نقص و نه به روشی سرزنش آمیز، از آن هایی که هر عبارت وحشیانه یا غلط گویی یا عجیب و غریب بیان می کردند.

نمونه‌های واقعی

" Data" , runs a common refrain, " is the new oil."

داده ها، یک تکرار رایج، " نفت جدید است."

منبع: The Economist (Summary)

" So where next? " was his constant refrain.

" پس کجا بعدی؟ " تکرار دائمی او بود.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

So please refrain from praising me for it in the future.

لطفاً در آینده از تعریف من برای آن خودداری کنید.

منبع: The Big Bang Theory Season 7

Let's look at some deeper analysis then, so we have a refrain.

پس بیایید به برخی از تحلیل های عمیق تر نگاه کنیم تا یک تکرار داشته باشیم.

منبع: Appreciation of English Poetry

It was as difficult to stop his relentless pacing as to refrain from shouting.

توقف گام های بی وقفه او به اندازه خودداری از فریاد زدن دشوار بود.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

Then, " The Yankees are coming" ! began to beat its refrain in her mind again.

سپس، " یانکی ها در حال آمدن هستند! " دوباره شروع به تکرار آن در ذهن او کرد.

منبع: Gone with the Wind

The company suggests, though, that drivers, teenagers and pregnant women should refrain from drinking the latte.

با این حال، شرکت پیشنهاد می کند که رانندگان، نوجوانان و زنان باردار باید از نوشیدن لاته خودداری کنند.

منبع: Selected English short passages

The United States continues to call on all stakeholders to refrain from violence.

ایالات متحده همچنان از همه ذینفعان می خواهد از خشونت خودداری کنند.

منبع: VOA Standard Speed Collection October 2016

She could not refrain from going down and opening the door.

او نمی توانست از رفتن پایین و باز کردن در خودداری کند.

منبع: Returning Home

So by the end of the poem, the original remember refrain has taken on a different meaning.

بنابراین تا پایان شعر، تکرار اصلی به یاد آوردن معنای متفاوتی به خود گرفته است.

منبع: Appreciation of English Poetry

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید