request

[ایالات متحده]/rɪˈkwest/
[بریتانیا]/rɪˈkwest/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک روش رسمی یا مودبانه برای درخواست چیزی
vt. به صورت رسمی یا مودبانه از چیزی درخواست کردن

عبارات و ترکیب‌ها

make a request

درخواست دادن

submit a request

ارائه درخواست

request assistance

درخواست کمک

request information

درخواست اطلاعات

request for

درخواست برای

on request

در صورت درخواست

special request

درخواست ویژه

request form

فرم درخواست

specific request

درخواست خاص

service request

درخواست خدمات

by request

به درخواست

request payment

درخواست پرداخت

client request

درخواست مشتری

request for information

درخواست اطلاعات

at your request

به درخواست شما

in request

در درخواست

automatic repeat request

درخواست تکرار خودکار

at one's request

به درخواست یک شخص

interrupt request

درخواست وقفه

request to send

درخواست ارسال

جملات نمونه

a request for information.

درخواست اطلاعات

Their request is absurd.

درخواست آنها پوچ است.

your request will be actioned.

درخواست شما پیگیری خواهد شد.

a request tantamount to a demand.

درخواستی معادل یک خواسته.

The request was curtly refused.

درخواست به شدت رد شد.

Request position of the Trident.

موقعیت Trident را درخواست کنید.

requests that grew more and more imperative.

درخواست‌هایی که روز به روز مهم‌تر شدند.

disallow the request for a new trial

درخواست برای برگزاری دادگاه مجدد را رد کنید.

His request for reinstatement was disapproved.

درخواست او برای بازگرداندن به حالت قبل رد شد.

I have a request to make of you.

من درخواستی از شما دارم.

Gentlemen are requested not to smoke.

از آقایان خواسته می‌شود سیگار نکشند.

Special flitch requests can be accommodated.

می‌توان درخواست‌های ویژه flitch را در نظر گرفت.

worked in a request for money.

درخواست پول در آنجا انجام شد.

Your request took me aback.

درخواست شما مرا غافلگیر کرد.

She made a request for some water.

او درخواستی برای کمی آب کرد.

He is by implication requesting me to resign.

به طور ضمنی از من می‌خواهد استعفا دهم.

His request was in the nature of a command.

درخواست او ماهیتی مانند دستور بود.

The Brigadier requests your presence.

ژنرال از حضور شما درخواست می‌کند.

Through the intercession of him, my request was granted.

با واسطه‌گری او، درخواست من برآورده شد.

نمونه‌های واقعی

You are not to indulge this request.

شما نباید به این درخواست تن دهید.

منبع: Exciting moments of Harry Potter

It was not an order, it was a request.

این دستور نبود، درخواست بود.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

That is an easy request to grant.

این درخواستی است که به راحتی می توان آن را انجام داد.

منبع: Bedtime stories for children

We hope we can accommodate your request.

امیدواریم بتوانیم درخواست شما را انجام دهیم.

منبع: New TOEIC Listening Essential Memorization in 19 Days

He has a small request. - Another one?

او یک درخواست کوچک دارد. - یکی دیگر؟

منبع: Modern Family - Season 05

Sorry. I have to honor their request.

متاسفم. من باید به درخواست آنها احترام بگذارم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

I presume so, Minister, as you requested.

من حدس می‌زنم، وزیر، همانطور که درخواست کردید.

منبع: Yes, Minister Season 1

Let us say it is my request.

بگذارید بگوییم این درخواست من است.

منبع: Casablanca Original Soundtrack

The parrots made 147 requests for video calls.

طوطی ها 147 درخواست برای تماس تصویری کردند.

منبع: CNN 10 Student English April 2023 Compilation

We received your request on our YouTube channel.

ما درخواست شما را در کانال یوتیوب خود دریافت کردیم.

منبع: CNN 10 Student English October 2020 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید