demanded

[ایالات متحده]/dɪˈmɑːndɪd/
[بریتانیا]/dɪˈmændɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکت از demand؛ نیاز داشتن؛ خواستن برای دانستن؛ پرسش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

demanded action

درخواست اقدام

demanded change

درخواست تغییر

demanded answers

درخواست پاسخ

demanded justice

درخواست عدالت

demanded respect

درخواست احترام

demanded payment

درخواست پرداخت

demanded attention

درخواست توجه

demanded support

درخواست حمایت

demanded rights

درخواست حقوق

demanded explanation

درخواست توضیح

جملات نمونه

the teacher demanded more effort from her students.

معلم خواستار تلاش بیشتر از دانش‌آموزان خود شد.

the manager demanded a detailed report by the end of the week.

مدیر خواستار یک گزارش مفصل تا پایان هفته شد.

she demanded an explanation for the sudden change.

او خواستار توضیحاتی در مورد تغییرات ناگهانی شد.

the situation demanded immediate action from the authorities.

وضعیت نیازمند اقدام فوری از سوی مقامات بود.

he demanded to speak with the supervisor directly.

او خواستار صحبت مستقیم با ناظر شد.

the customer demanded a refund for the defective product.

مشتری خواستار بازپرداز برای محصول معیوب شد.

the project demanded a high level of expertise.

این پروژه نیازمند سطح بالایی از تخصص بود.

she demanded more transparency in the decision-making process.

او خواستار شفافیت بیشتر در فرآیند تصمیم گیری شد.

the law demanded strict adherence to safety regulations.

قانون خواستار رعایت دقیق مقررات ایمنی بود.

they demanded justice for the victims of the accident.

آنها خواستار عدالت برای قربانیان حادثه شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید