signify

[ایالات متحده]/ˈsɪɡnɪfaɪ/
[بریتانیا]/ˈsɪɡnɪfaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. معنی را بیان کردن یا اهمیت را منتقل کردن.

جملات نمونه

Symbols often signify deeper meanings.

نمادها اغلب نشان‌دهنده معانی عمیق‌تر هستند.

A red traffic light signifies to stop.

چراغ راهنمایی قرمز نشان‌دهنده توقف است.

His silence could signify agreement.

سکوت او ممکن است نشان‌دهنده موافقت باشد.

A nod can signify understanding.

سری تکان دادن می‌تواند نشان‌دهنده درک باشد.

The ringing of bells may signify a celebration.

زنگ ساعت‌ها ممکن است نشان‌دهنده جشن باشد.

A handshake can signify a deal.

دست دادن می‌تواند نشان‌دهنده یک معامله باشد.

A raised hand can signify a question.

دست بلند شده می‌تواند نشان‌دهنده یک سؤال باشد.

A smile can signify happiness.

لبخند می‌تواند نشان‌دهنده خوشحالی باشد.

A frown can signify disapproval.

اخم می‌تواند نشان‌دهنده نارضایتی باشد.

A flag can signify national identity.

پرچم می‌تواند نشان‌دهنده هویت ملی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید